trephined skull
جمجمه سوراخکاری شده
trephined area
منطقه سوراخکاری شده
trephined site
محل سوراخکاری شده
trephined lesion
ضایعه سوراخکاری شده
trephined bone
استخوان سوراخکاری شده
trephined flap
پلاکه سوراخکاری شده
trephined tissue
بافت سوراخکاری شده
trephined margin
حاشیه سوراخکاری شده
trephined fragment
قطعه سوراخکاری شده
trephined opening
دهانه سوراخکاری شده
the surgeon trephined the skull to relieve pressure.
جراح جمجمه را برای کاهش فشار تراشید.
after the injury, the patient was trephined for better access to the brain.
پس از آسیب، بیمار برای دسترسی بهتر به مغز تراشیده شد.
trephined patients often require careful monitoring.
بیماران تراشیده شده اغلب به نظارت دقیق نیاز دارند.
he was trephined during the emergency surgery last night.
او در طول جراحی اورژانسی شب گذشته تراشیده شد.
trephined areas must be kept clean to prevent infection.
مناطق تراشیده شده باید تمیز نگه داشته شوند تا از عفونت جلوگیری شود.
the doctor explained the risks of being trephined.
پزشک خطرات تراشیده شدن را توضیح داد.
they trephined the bone to access the underlying tissue.
آنها استخوان را برای دسترسی به بافت زیرین تراشیدند.
trephined patients may experience various complications.
بیماران تراشیده شده ممکن است دچار عوارض مختلفی شوند.
in ancient times, people were trephined for spiritual reasons.
در زمانهای قدیم، مردم به دلایل معنوی تراشیده میشدند.
trephined skull
جمجمه سوراخکاری شده
trephined area
منطقه سوراخکاری شده
trephined site
محل سوراخکاری شده
trephined lesion
ضایعه سوراخکاری شده
trephined bone
استخوان سوراخکاری شده
trephined flap
پلاکه سوراخکاری شده
trephined tissue
بافت سوراخکاری شده
trephined margin
حاشیه سوراخکاری شده
trephined fragment
قطعه سوراخکاری شده
trephined opening
دهانه سوراخکاری شده
the surgeon trephined the skull to relieve pressure.
جراح جمجمه را برای کاهش فشار تراشید.
after the injury, the patient was trephined for better access to the brain.
پس از آسیب، بیمار برای دسترسی بهتر به مغز تراشیده شد.
trephined patients often require careful monitoring.
بیماران تراشیده شده اغلب به نظارت دقیق نیاز دارند.
he was trephined during the emergency surgery last night.
او در طول جراحی اورژانسی شب گذشته تراشیده شد.
trephined areas must be kept clean to prevent infection.
مناطق تراشیده شده باید تمیز نگه داشته شوند تا از عفونت جلوگیری شود.
the doctor explained the risks of being trephined.
پزشک خطرات تراشیده شدن را توضیح داد.
they trephined the bone to access the underlying tissue.
آنها استخوان را برای دسترسی به بافت زیرین تراشیدند.
trephined patients may experience various complications.
بیماران تراشیده شده ممکن است دچار عوارض مختلفی شوند.
in ancient times, people were trephined for spiritual reasons.
در زمانهای قدیم، مردم به دلایل معنوی تراشیده میشدند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید