trephined

[ایالات متحده]/trɛˈfaɪnd/
[بریتانیا]/trɛˈfaɪnd/

ترجمه

v. زمان گذشته و قسمت گذشته trephine

عبارات و ترکیب‌ها

trephined skull

جمجمه سوراخکاری شده

trephined area

منطقه سوراخکاری شده

trephined site

محل سوراخکاری شده

trephined lesion

ضایعه سوراخکاری شده

trephined bone

استخوان سوراخکاری شده

trephined flap

پلاکه سوراخکاری شده

trephined tissue

بافت سوراخکاری شده

trephined margin

حاشیه سوراخکاری شده

trephined fragment

قطعه سوراخکاری شده

trephined opening

دهانه سوراخکاری شده

جملات نمونه

the surgeon trephined the skull to relieve pressure.

جراح جمجمه را برای کاهش فشار تراشید.

after the injury, the patient was trephined for better access to the brain.

پس از آسیب، بیمار برای دسترسی بهتر به مغز تراشیده شد.

trephined patients often require careful monitoring.

بیماران تراشیده شده اغلب به نظارت دقیق نیاز دارند.

he was trephined during the emergency surgery last night.

او در طول جراحی اورژانسی شب گذشته تراشیده شد.

trephined areas must be kept clean to prevent infection.

مناطق تراشیده شده باید تمیز نگه داشته شوند تا از عفونت جلوگیری شود.

the doctor explained the risks of being trephined.

پزشک خطرات تراشیده شدن را توضیح داد.

they trephined the bone to access the underlying tissue.

آنها استخوان را برای دسترسی به بافت زیرین تراشیدند.

trephined patients may experience various complications.

بیماران تراشیده شده ممکن است دچار عوارض مختلفی شوند.

in ancient times, people were trephined for spiritual reasons.

در زمان‌های قدیم، مردم به دلایل معنوی تراشیده می‌شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید