trepidation

[ایالات متحده]/ˌtrepɪˈdeɪʃn/
[بریتانیا]/ˌtrepɪˈdeɪʃn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ترس؛ اضطراب؛ نگرانی؛ لرزش.

عبارات و ترکیب‌ها

overcome trepidation

غلبه بر ترس

sense of trepidation

حس ترس

trembling with trepidation

لرزیدن از ترس

جملات نمونه

The men set off in fear and trepidation.

مردان با ترس و هراس شروع به حرکت کردند.

feel a sense of trepidation

احساس ترس و هراس کردن

trepidation before a big exam

هراس قبل از امتحان بزرگ

trepidation about the future

هراس در مورد آینده

express trepidation about the outcome

بیان ترس و هراس در مورد نتیجه

trepidation in the face of danger

هراس در برابر خطر

a feeling of trepidation in unfamiliar situations

احساس ترس و هراس در موقعیت‌های ناآشنا

trepidation about speaking in public

هراس از صحبت کردن در جمع

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید