tribals

[ایالات متحده]/ˈtraɪbl/
[بریتانیا]/ˈtraɪbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به قبیله

عبارات و ترکیب‌ها

tribal community

جامعه قبیله‌ای

tribal customs

رسوم قبیله‌ای

tribal leader

رهبر قبیله

tribal warfare

جنگ قبیله‌ای

tribal society

جامعه قبیله‌ای

جملات نمونه

tribal people in Malaysia.

قبیله‌ای‌ها در مالزی.

Vincent’s father is a tribal chief.

پدر وینسانت یک رئیس قبیله است.

a collection of artwork from tribal cultures.

مجموعه‌ای از آثار هنری متعلق به فرهنگ‌های قبیله‌ای

the traditional lifeways of a tribal society.

شیوه زندگی سنتی در یک جامعه قبیله‌ای.

He became skilled in several tribal lingoes.

او به چندین زبان قبیله‌ای ماهر شد.

tribal rivalries envenom the bitter civil war.

رقابت‌های قبیله‌ای جنگ داخلی تلخ را مسموم می‌کند.

a man is removed to the tribal district of his forbears.

مردی به منطقه قبیله‌ای نیاکانش منتقل می‌شود.

Wear It: Head-to-toe tribal looks too costumey.

پوشیدن آن: ظاهر قبیله‌ای از سر تا پا خیلی شلوغ و تزیین شده است.

a deep secret; ancient and deep tribal rites.

یک راز عمیق؛ آیین‌های قبیله‌ای باستانی و عمیق.

distinctive tribal tattoos.See Usage Note at distinct

خالکوبی های قبیله ای مشخص. برای نکته استفاده به distinct مراجعه کنید.

Why is education democratic in bookless tribal societies?

چرا آموزش در جوامع قبیله‌ای بدون کتاب دموکراتیک است؟

British industrial operatives remained locked in primitive tribal attitudes.

اپراتورهای صنعتی بریتانیایی در نگرش‌های قبیله‌ای ابتدایی گرفتار ماندند.

"This well-known linguistic learned tribal languages in the field, not from books in the library."

"این زبان‌های قبیله‌ای شناخته شده در این حوزه از طریق زبان‌شناسی آموخته شده‌اند، نه از کتاب‌های کتابخانه."

tribes and tribal customs that died out centuries ago.

قبایل و رسوم قبیله‌ای که قرن‌ها پیش از بین رفته‌اند.

This new institution of monarchy required the invention of a new legitimation of authority beyond the tribal justification of chieftainship based on concepts of kinship and responsibility.

این نهاد جدید سلطنتی مستلزم ایجاد یک مشروعیت جدید برای قدرت فراتر از توجیه قبیله ای رهبری بر اساس مفاهیم خویشاوندی و مسئولیت بود.

Working with MSV, CUSEC will manage and approve talkgroup participation by federal, tribal, state, and local public safety agencies, and appropriate private sector users with public safety missions.

همکاری با MSV، CUSEC مدیریت و تایید مشارکت گروه‌های گفتمانی توسط سازمان‌های ایمنی عمومی فدرال، قبیله‌ای، ایالتی و محلی و کاربران بخش خصوصی مناسب با مأموریت‌های ایمنی عمومی را انجام خواهد داد.

Police say the gunmen, dressed in Iraqi army uniforms and driving army-type vehicles, broke into the home of the Batta tribal chief on the outskirts of Baghdad early Wednesday.

پلیس می‌گوید مهاجمان که لباس‌های ارتش عراق را به تن داشتند و با خودروهای شبیه به خودروهای ارتش، روز چهارشنبه صبح زود وارد خانه رئیس قبیله باتا در حومه بغداد شدند.

North American tribal customs feature “two-spirit” people who combined male and female attributes (anthropologists call these “berdache”, from a French word for catamite).

رسوم قبیله‌ای آمریکای شمالی دارای افرادی به نام «دو روح» هستند که ویژگی‌های مردانه و زنانه را با هم ترکیب می‌کنند (انسان‌شناسان این افراد را «برداشه» می‌نامند، از یک واژه فرانسوی به معنای مرد نابالغ).

نمونه‌های واقعی

But, you know, we’re tribal animals, pack animals.

اما می‌دانید، ما حیوانات قبیله‌ای، حیوانات گروهی هستیم.

منبع: 6 Minute English

Similar tribal cultures have languages bristling with recursion.

فرهنگ‌های قبیله‌ای مشابه دارای زبان‌هایی هستند که با بازگشت پر شده‌اند.

منبع: The Economist - Arts

Tribal elder Duane Hollow Horn Bear is 73.

دوآن هالو هورن بهار، ریش سفید قبیله‌ای، 73 ساله است.

منبع: VOA Special November 2022 Collection

Why is education democratic in bookless tribal societies?

چرا آموزش در جوامع قبیله‌ای بدون کتاب دموکراتیک است؟

منبع: New Concept English. American Version. Book Four (Translation)

So even now, most of us have left tribal society behind.

بنابراین حتی اکنون، بیشتر ما جامعه قبیله‌ای را پشت سر گذاشته‌ایم.

منبع: 6 Minute English

The Hokule'a goal resonates among Pacific Northwest tribal members.

هدف هوکولئا در بین اعضای قبیله‌های شمال غربی اقیانوس آرام بازتاب می‌یابد.

منبع: VOA Standard English_Americas

Lloyd Kiyutelluk is president of the local tribal council.

لویید کییویتلُک، رئیس شورای قبیله‌ای محلی است.

منبع: VOA Special November 2022 Collection

Vizza's team is working with tribal members to develop a piece to recognize the Massachusett tribe.

تیم ویزا در حال همکاری با اعضای قبیله برای توسعه یک قطعه برای شناخت قبیله ماساچوست است.

منبع: This month VOA Special English

An officials said long running tribal feuds were behind the violence.

یک مقام گفت که دشمنی‌های طولانی مدت قبیله‌ای عامل خشونت بود.

منبع: BBC Listening Collection July 2019

She's a tribal liaison officer for the Missoula Fire Lab.

او افسر رابط قبیله‌ای برای آزمایشگاه آتش نشانی میسولا است.

منبع: Connection Magazine

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید