tributary

[ایالات متحده]/ˈtrɪbjətri/
[بریتانیا]/ˈtrɪbjəteri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک رودخانه یا جوی آب که به یک رودخانه یا دریاچه بزرگتر می‌ریزد

adj. مربوط به یا بودن یک tributary؛ وابسته یا تابع؛ پرداخت tribute
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

tributary river

رودخانه فرعی

main tributary

شاخه اصلی

tributary system

سیستم فرعی

largest tributary

بزرگترین فرعی

جملات نمونه

a tributary of the Columbia River

یک شاخه از رودخانه کلومبیا

There was a tributary road near the end of the village.

در نزدیکی انتهای روستا یک جاده فرعی وجود داشت.

the Illinois River, a tributary of the Mississippi.

رودخانه ایلینویز، یک شاخه از رودخانه میسی‌سی‌پی.

About half the 22 Ovimbundu chiefdoms were tributary to a larger chiefdom before Portuguese intervention in the 20th century.

حدود نیمی از 22 حکومت اویمبوندو قبل از مداخله پرتغالی‌ها در قرن بیستم، تحت سلطه یک حکومت بزرگتر بودند.

The so-called "tributary schools" are kinds of forky phenomena examined from different perspectives.

مدارس به اصطلاح "شاخه ای" انواع پدیده های شاخه ای هستند که از دیدگاه های مختلف مورد بررسی قرار می گیرند.

Skookum Jim Mason, George Carmack and Dawson Charlie discover gold in a tributary of the Klondike River in Canada, setting off the Klondike Gold Rush.

اسکوکم جیم میسون، جورج کارماک و دیسون چارلی طلا را در یکی از تالاب‌های رودخانه کلوندایک در کانادا کشف می‌کنند و باعث آغاز هجوم طلای کلوندایک می‌شوند.

The area above Chashang Section in the Beishi River Valley, a tributary of Fen River, is made up of forested and unforested lands in one and the other.

منطقه بالای بخش چاشنگ در دره رودخانه بئی شی، یک تالاب فرعی رودخانه فن، از زمین‌های جنگلی و غیر جنگلی تشکیل شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید