tricing

[ایالات متحده]/ˈtraɪsɪŋ/
[بریتانیا]/ˈtraɪsɪŋ/

ترجمه

n. یک لحظه؛ (Trice) یک نام شخصی؛ (Roman) Trice؛ (English) Trice
vt. بالا بردن؛ کشیدن و با طناب بستن

عبارات و ترکیب‌ها

tricing line

طناب تنظیم

tricing tackle

سysteم تنظیم

tricing system

سیستم تنظیم

tricing device

وسیله تنظیم

tricing knot

گره تنظیم

tricing strap

کش تنظیم

tricing mechanism

مکانیزم تنظیم

tricing block

بلوک تنظیم

tricing hook

قلاب تنظیم

tricing rope

طناب تنظیم

جملات نمونه

tricing the sail helps improve the boat's performance.

تنظیم بادبان به بهبود عملکرد قایق کمک می کند.

he was tricing the rope to secure the load.

او طناب را محکم کرد تا بار را ایمن کند.

tricing the flag is necessary for bad weather.

کشیدن پرچم در هوای بد ضروری است.

she learned the technique of tricing from an experienced sailor.

او تکنیک تنظیم را از یک ملوان با تجربه آموخت.

tricing the lines correctly can prevent accidents.

تنظیم صحیح خطوط می تواند از بروز حوادث جلوگیری کند.

the crew spent the morning tricing the sails for the storm.

خدمه صبح را به تنظیم بادبان ها برای طوفان گذراندند.

he was tricing the curtains to let in more light.

او پرده ها را تنظیم کرد تا نور بیشتری وارد شود.

tricing the net was essential for catching fish effectively.

تنظیم تور برای صید ماهی به طور موثر ضروری بود.

they were tricing the tent to prepare for the event.

آنها چادر را تنظیم کردند تا برای رویداد آماده شوند.

tricing the equipment ensures safety during transport.

تنظیم تجهیزات ایمنی را در هنگام حمل و نقل تضمین می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید