triglyph

[ایالات متحده]/ˈtraɪɡlɪf/
[بریتانیا]/ˈtraɪɡlɪf/

ترجمه

n. عنصر تزئینی که شامل سه شیار عمودی است؛ یک موتیف تزئینی با سه خط عمودی
Word Forms
جمعtriglyphs

عبارات و ترکیب‌ها

triglyph design

طرح تریگلیف

triglyph pattern

الگوی تریگلیف

triglyph feature

ویژگی تریگلیف

triglyph element

عنصر تریگلیف

triglyph style

سبک تریگلیف

triglyph motif

نقش تریگلیف

triglyph architecture

معماری تریگلیف

triglyph relief

نقش برجسته تریگلیف

triglyph ornamentation

آرایش تریگلیف

triglyph column

ستون تریگلیف

جملات نمونه

the ancient temple featured a beautifully carved triglyph.

معبد باستانی دارای یک تری‌گلیف حکاکی شده زیبا بود.

architects often use triglyphs in classical designs.

معماران اغلب از تری‌گلیف‌ها در طرح‌های کلاسیک استفاده می‌کنند.

the triglyph is a key element in doric columns.

تری‌گلیف یک عنصر کلیدی در ستون‌های دوریک است.

she admired the triglyphs on the building's facade.

او به تری‌گلیف‌های نمای ساختمان علاقه داشت.

understanding triglyphs helps in studying ancient architecture.

درک تری‌گلیف‌ها به مطالعه معماری باستانی کمک می‌کند.

the museum displayed artifacts featuring triglyph designs.

موزه مصنوعاتی با طرح‌های تری‌گلیف را به نمایش گذاشت.

triglyphs can be found in many greek temples.

تری‌گلیف‌ها را می‌توان در بسیاری از معابد یونان یافت.

she sketched the triglyphs she saw during her trip.

او تری‌گلیف‌هایی که در طول سفرش دید، طراحی کرد.

in architecture, a triglyph is often paired with a metope.

در معماری، یک تری‌گلیف اغلب با یک متوپ جفت می‌شود.

the restoration of the building included recreating the triglyphs.

بازسازی ساختمان شامل بازسازی تری‌گلیف‌ها بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید