trims

[ایالات متحده]/trɪmz/
[بریتانیا]/trɪmz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. سوم شخص مفرد از trim؛ بریدن یا کاهش دادن؛ تزئین کردن؛ کمتر کردن

عبارات و ترکیب‌ها

hair trims

آرایشگاه

edge trims

حاشیه تزیین شده

fabric trims

تزیینات پارچه ای

trim levels

سطوح برش

trims options

گزینه های تزیین

trims styles

سبک های تزیین

trims details

جزئیات تزیین

trims package

بسته تزیین

trims design

طراحی تزیین

trims cuts

برش های تزیین

جملات نمونه

she trims her hair every few months.

او موهایش را هر چند ماه یکبار کوتاه می‌کند.

the gardener trims the hedges regularly.

باغبانی بوته‌ها را به طور منظم کوتاه می‌کند.

he trims the edges of the paper for a cleaner look.

او لبه‌های کاغذ را برای ظاهری تمیزتر می‌کند.

she trims the excess fabric from the dress.

او پارچه اضافی را از روی لباس کوتاه می‌کند.

the mechanic trims the wires to fit the new part.

مکانیک سیم‌ها را کوتاه می‌کند تا با قطعه جدید مطابقت داشته باشند.

he trims the lawn every saturday.

او هر شنبه چمن را کوتاه می‌کند.

she trims her dog's fur before the show.

او قبل از نمایش، موهای سگش را کوتاه می‌کند.

the editor trims unnecessary content from the article.

وی محتوای غیرضروری را از مقاله حذف می‌کند.

he trims the tree branches to promote growth.

او شاخه‌های درخت را برای ترویج رشد کوتاه می‌کند.

she trims her nails regularly for hygiene.

او به طور منظم برای رعایت بهداشت ناخن‌هایش را کوتاه می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید