trippy

[ایالات متحده]/'tripi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای اثرات روانگردان داروهای توهم‌زا

جملات نمونه

Kago is taking the manga comic form and breaking it open into little chunks of weirdness, self-reflexivity, and super-trippy formal experiments.

کاگو در حال گرفتن فرم کمیک مانگا است و آن را به تکه‌های کوچک عجیب و غریب، خودآگاهی و آزمایش‌های فرمی بسیار عجیب و غریب باز می‌کند.

The psychedelic artwork at the museum was incredibly trippy.

هنر روانگردان در موزه به طرز باورنکردنی مسحرب بود.

Watching the light show while listening to music can be a trippy experience.

تماشای نمایش نور در حالی که به موسیقی گوش می‌دهید می‌تواند تجربه‌ای مسحرب باشد.

The movie used trippy visual effects to create a surreal atmosphere.

فیلم از جلوه‌های بصری مسحرب برای ایجاد فضایی سوررئال استفاده کرد.

The trippy patterns on the walls seemed to move and shift.

الگوهای مسحرب روی دیوارها به نظر می‌رسید که حرکت می‌کنند و تغییر می‌کنند.

After taking the psychedelic drug, he experienced a trippy journey through his mind.

پس از مصرف داروی روانگردان، او تجربه‌ای مسحرب در سفر به ذهن خود داشت.

The trippy music video featured vibrant colors and surreal imagery.

ویدیو موسیقی مسحرب دارای رنگ‌های زنده و تصاویر سوررئال بود.

The artist's paintings had a trippy quality that drew viewers in.

نقاشی‌های هنرمند دارای کیفیتی مسحرب بودند که بینندگان را جذب می‌کرد.

The trippy lighting effects at the concert added to the overall experience.

جلوه‌های نوری مسحرب در کنسرت به تجربه کلی اضافه کرد.

The trippy visuals in the movie created a dreamlike atmosphere.

تصاویر مسحرب در فیلم فضایی رویایی ایجاد کرد.

The trippy dance performance combined modern choreography with psychedelic music.

اجرای رقص مسحرب، رقص مدرن را با موسیقی روانگردان ترکیب کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید