troats

[ایالات متحده]/trəʊts/
[بریتانیا]/troʊts/

ترجمه

vi. در زمان جفت‌گیری صدا زدن
n. صدایی که در زمان جفت‌گیری ایجاد می‌شود

جملات نمونه

he felt a sharp pain in his troats.

او درد شدیدی در گلویش احساس کرد.

she cleared her troats before speaking.

او قبل از صحبت کردن گلویش را پاک کرد.

the doctor examined her troats for any signs of infection.

پزشک گلویش را برای هرگونه علائم عفونت معاینه کرد.

he often drinks warm tea to soothe his troats.

او اغلب چای گرم می نوشد تا گلویش را تسکین دهد.

she had a sore troats due to the cold weather.

او به دلیل هوای سرد گلویش درد داشت.

gargling salt water can help relieve troats pain.

ب้วน کردن آب نمک می تواند به تسکین درد گلو کمک کند.

he has been experiencing discomfort in his troats lately.

او اخیراً ناراحتی در گلویش را تجربه کرده است.

she always drinks honey lemon for her troats.

او همیشه برای گلویش آبلیمو عسل می نوشد.

his troats was dry after the long speech.

بعد از سخنرانی طولانی گلویش خشک بود.

she visited the doctor for her persistent troats issues.

او به دلیل مشکلات مداوم گلویش به پزشک مراجعه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید