windpipes

[ایالات متحده]/wɪndpaɪpz/
[بریتانیا]/wɪndpaɪpz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرم جمع نای

عبارات و ترکیب‌ها

clear windpipes

windpipe های شفاف

inflamed windpipes

windpipe های ملتهب

blocked windpipes

windpipe های مسدود شده

healthy windpipes

windpipe های سالم

damaged windpipes

windpipe های آسیب دیده

sensitive windpipes

windpipe های حساس

irritated windpipes

windpipe های تحریک شده

strong windpipes

windpipe های قوی

open windpipes

windpipe های باز

collapsed windpipes

windpipe های فرو رفته

جملات نمونه

the doctor examined the patient's windpipes for any signs of infection.

پزشک برای بررسی علائم عفونت، نای‌های بیمار را معاینه کرد.

windpipes play a crucial role in the respiratory system.

نای‌ها نقش حیاتی در سیستم تنفسی ایفا می‌کنند.

she felt a sharp pain in her windpipes while coughing.

در حین سرفه کردن، او درد شدیدی در نای‌های خود احساس کرد.

he learned about the structure of windpipes in his biology class.

او در کلاس زیست‌شناسی خود در مورد ساختار نای‌ها یاد گرفت.

windpipes can become inflamed due to allergies.

به دلیل آلرژی، نای‌ها ممکن است ملتهب شوند.

the windpipes are essential for transporting air to the lungs.

نای‌ها برای حمل هوا به ریه‌ها ضروری هستند.

she used a nebulizer to help open her windpipes.

او از یک نبولایزر برای کمک به باز شدن نای‌های خود استفاده کرد.

damage to the windpipes can lead to serious breathing issues.

آسیب به نای‌ها می‌تواند منجر به مشکلات جدی تنفسی شود.

doctors often perform surgeries to repair damaged windpipes.

پزشکان اغلب جراحی انجام می‌دهند تا نای‌های آسیب‌دیده را ترمیم کنند.

understanding how windpipes function is important for medical students.

درک نحوه عملکرد نای‌ها برای دانشجویان پزشکی مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید