troglodytes

[ایالات متحده]/trɒɡlədaɪts/
[بریتانیا]/trɑɡlədaɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع تروگلودیت؛ شخصی که در غار زندگی می‌کند یا گوشه‌گیر است

عبارات و ترکیب‌ها

cave troglodytes

غارهای غارنشینان

troglodytes species

گونه‌های غارنشین

troglodytes lifestyle

سبک زندگی غارنشینان

troglodytes habitat

زیستگاه غارنشینان

troglodytes behavior

رفتار غارنشینان

troglodytes culture

فرهنگ غارنشینان

troglodytes community

جامعه غارنشینان

troglodytes discovery

کشف غارنشینان

troglodytes characteristics

ویژگی‌های غارنشینان

troglodytes evidence

اثبات غارنشینان

جملات نمونه

some people refer to certain groups as troglodytes.

برخی افراد به گروه‌های خاصی به عنوان غارنشین اشاره می‌کنند.

in modern society, we cannot afford to be troglodytes.

در جامعه مدرن، ما نمی‌توانیم خود را غارنشین نشان دهیم.

his views on technology make him seem like a troglodyte.

دیدگاه او در مورد فناوری باعث می‌شود او مانند یک غارنشین به نظر برسد.

the troglodytes of the past lived in caves.

غارنشینان گذشته در غارها زندگی می‌کردند.

many believe that troglodytes are resistant to change.

بسیاری معتقدند که غارنشینان در برابر تغییرات مقاوم هستند.

troglodytes often symbolize ignorance in literature.

غارنشینان اغلب نمادی از نادانی در ادبیات هستند.

some people live like troglodytes, avoiding modern life.

برخی افراد مانند غارنشینان زندگی می‌کنند و از زندگی مدرن اجتناب می‌کنند.

he joked that his neighbor was a troglodyte.

او شوخی کرد و گفت که همسایه اش یک غارنشین است.

troglodytes are often depicted in prehistoric art.

غارنشینان اغلب در هنر پیش از تاریخ به تصویر کشیده می‌شوند.

the term 'troglodyte' can be used pejoratively.

از اصطلاح 'غارنشین' می‌توان به صورت تحقیرآمیز استفاده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید