troller

[ایالات متحده]/ˈtrɒlə/
[بریتانیا]/ˈtrɔːlər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی قایق ماهیگیری که برای ترولینگ استفاده می‌شود؛ قایق ماهیگیری کوچک
Word Forms
جمعtrollers

عبارات و ترکیب‌ها

troller boat

قایق تریلر

troller fishing

ماهیتراشی تریلر

troller operator

اپراتور تریلر

troller design

طراحی تریلر

troller equipment

تجهیزات تریلر

troller market

بازار تریلر

troller sales

فروش تریلر

troller service

خدمات تریلر

troller maintenance

نگهداری تریلر

troller technology

فناوری تریلر

جملات نمونه

the troller caught a big fish yesterday.

تراکتور دیروز یک ماهی بزرگ را صید کرد.

he is a skilled troller in the local fishing community.

او یک تراکتور ماهر در جامعه محلی ماهیگیری است.

the troller's nets were full of fresh seafood.

تورهای تراکتور پر از غذاهای دریایی تازه بود.

they use a troller to catch fish more efficiently.

آنها از یک تراکتور برای صید ماهی به طور کارآمدتر استفاده می کنند.

the troller sailed out at dawn to find good spots.

تراکتور در سپیده دم برای یافتن نقاط خوب عزیمت کرد.

many trollers face challenges due to overfishing.

بسیاری از تراکتورها به دلیل صید بیش از حد با چالش ها روبرو هستند.

the troller returned with a successful catch.

تراکتور با صید موفقیت آمیزی بازگشت.

using a troller requires knowledge of the sea.

استفاده از یک تراکتور نیاز به دانش دریا دارد.

the troller's crew worked hard to sort the catch.

خدمه تراکتور سخت برای مرتب کردن صید کار کردند.

he dreams of owning his own troller one day.

او رویای داشتن تراکتور خودش را یک روز دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید