trompillo

[ایالات متحده]/ˈtrɒmpɪləʊ/
[بریتانیا]/ˈtrɑːmpɪloʊ/

ترجمه

n. نوعی درخت یا گیاه چمنی، به ویژه گونه‌های خانواده Meliaceae، که به عنوان چین‌بری یا گیاه گردو شناخته می‌شود؛ همچنین به برخی از درختان چوب گرم‌ای کشورهای گرمسیری اشاره دارد؛ فرودگاه؛ پروازگاه (کاربرد منطقه‌ای، به ویژه در مناطق تحت تأثیر زبان اسپانیایی)
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

trompillo plant

گیاه ترومپیللو

trompillo flowers

گل‌های ترومپیللو

trompillo leaves

برگ‌های ترومپیللو

trompillo bush

شاخه ترومپیللو

wild trompillo

ترومپیللو جنگلی

trompillo species

گونه ترومپیللو

trompillo habitat

ایکوسیستم ترومپیللو

trumpet-shaped trompillo

ترومپیللو شکل ترونت

desert trompillo

ترومپیللو کویری

trompillo collection

مجموعه ترومپیللو

جملات نمونه

the wild trompillo vines crept along the stone wall, their spiny stems reaching toward the sunlight.

گیاهان ترومبیلوی جنگلی در کنار دیوار سنگی پیش می‌رفتند، ساقه‌های گوشتی آن‌ها به سمت نور خورشید کشیده شده بود.

farmers warn children to avoid the bitter fruit of the trumpet plants.

کشاورزان به کودکان هشدار می‌دهند تا از میوه‌های تلخ گیاه ترومبیلو خودداری کنند.

gardeners often pull out invasive trumpet plants to protect their vegetable plots.

باغبان‌ها اغلب گیاه‌های ترومبیلو تهاجمی را از بین می‌برند تا زمین‌های گیاهی خود را حفظ کنند.

the indigenous communities have used trumpet leaves for medicinal purposes for generations.

جامعه‌های ساکن به‌طور گسترده برای منظور‌های دارویی از برگ گیاه ترومبیلو استفاده کرده‌اند.

despite its toxic reputation, some traditional healers still employ trumpet in remedies.

با وجود شهرت سمی آن، برخی از درمانگران سنتی هنوز از گیاه ترومبیلو در درمان‌های خود استفاده می‌کنند.

the spiny trumpet plant produces small green fruits that turn yellow when ripe.

گیاه ترومبیلو گوشتی میوه‌های سبز کوچکی تولید می‌کند که وقتی رسیده می‌شوند زرد می‌شوند.

my grandmother used to gather trumpet from the hedgerows near our village.

مادربزرگ من معمولاً گیاه ترومبیلو را از کنار دره‌های روستای ما جمع می‌آورد.

the climbing trumpet vines can reach heights of up to three meters.

گیاهان ترومبیلوی بالا رفته می‌توانند به ارتفاع سه متر برسند.

researchers are studying the chemical properties of trumpet for potential pharmaceuticals.

پژوهشگران خواص شیمیایی گیاه ترومبیلو را برای امکان ساخت دارو مورد مطالعه قرار می‌دهند.

the ancient texts mention trumpet as both a poison and a cure.

متن‌های باستانی گیاه ترومبیلو را هم به‌عنوان یک سم و هم به‌عنوان یک درمان می‌نامند.

children were told that touching trumpet would cause skin irritation.

به کودکان گفته می‌شد که لمس گیاه ترومبیلو باعث ایجاد تحریک پوست می‌شود.

wild trumpet often grows alongside cacti in arid landscapes.

گیاه ترومبیلوی جنگلی اغلب در کنار گیاهان گوشتی در مناطق خشک رشد می‌کند.

the bitter taste of trumpet fruit makes it unappealing to most animals.

طعم تلخ میوه گیاه ترومبیلو آن را برای اکثر حیوانات ناپسند می‌کند.

some farmers consider trumpet a troublesome weed that invades their fields.

برخی کشاورزان گیاه ترومبیلو را یک گیاه ناخواسته می‌دانند که زمین‌هایشان را تهدید می‌کند.

folk medicine attributes various healing properties to the trumpet plant.

طب سنتی خواص درمانی مختلفی را به گیاه ترومبیلو نسبت می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید