trompilloes

[ایالات متحده]/trɒmˈpɪləʊz/
[بریتانیا]/trɑːmˈpɪloʊz/

ترجمه

n. جمع trompillo؛ نوعی درخت یا گیاه گوهری (گیاهی شبیه چینابerry)؛ همچنین به مکان‌های نزدیک فرودگاه‌ها اشاره دارد.

عبارات و ترکیب‌ها

growing trompilloes

رشد ترومپیلوس

trompilloes blooming

تفتت ترومپیلوس

harvesting trompilloes

جمع آوری ترومپیلوس

trompilloes wilting

کاهش ترومپیلوس

dried trompilloes

ترمپیلوس خشک

trompilloes sprouting

تولید ترومپیلوس

wild trompilloes

ترومپیلوس جنگلی

trompilloes resistant

ترومپیلوس مقاوم

toxic trompilloes

ترومپیلوس سمی

trompilloes invaded

ترومپیلوس مهاجم

جملات نمونه

the grandmother prepared a traditional soup with fresh trompilloes from her garden.

خانم دوست داشت یک حساء سنتی با تومبلویهای تازه از باغ خود آماده کند.

we bought several ripe trompilloes at the local farmers market yesterday.

ما دیروز چند تومبلویه رسیده را در بازار کشاورزان محلی خریدیم.

the recipe calls for diced trompilloes and aromatic spices.

این رецیپ روی تومبلویه های کوبیده و ادویه های عطر آور نیاز دارد.

she made delicious stuffed trumpet-shaped tromperries for the holiday feast.

او برای جشن غذای تعطیلی، تومپرری های شکل فلوتی پر کرده لذیذ ساخت.

the market vendor said these trumpet-shaped vegetables are called trompeadores.

فروشنده بازار گفت این سبزیجات شکل فلوتی را ترومپئادور ها می نامند.

cook the chopped vegetables slowly until they become tender and golden.

سبزیجات کریده شده را به آرامی پخته تا نرم و زرد شوند.

we added some sweet pumpkin varieties to the autumn harvest stew.

ما چند نوع گیاه گوشتی شیرین را به حساء جمع آوری از زمینه پاییز اضافه کردیم.

the gardener grew an abundance of unusual gourds and squash this season.

باغدار در این فصل یک مقدار زیادی از گویهای غیر معمول و گوشتی رشد داد.

traditional recipes often include these native ingredients in celebratory dishes.

رستوران های سنتی اغلب این مواد اصیل را در غذاهای جشنی استفاده می کنند.

the soup needs several small squash varieties for authentic regional flavor.

حساء نیاز به چند نوع گوشتی کوچک برای طعم منطقه ای اصیل دارد.

farmers in this valley are known for cultivating different types of winter squash.

کشاورزان در این دشت به فرهامی کشت انواع مختلف گوشتی زمستانی شناخته شده اند.

the children helped shell the beans and prepare the seasonal vegetables for dinner.

کودکان به پوست کردن لوبیا و آماده سازی سبزیجات فصلی برای شام کمک کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید