trotters

[ایالات متحده]/ˈtrɒtə(r)z/
[بریتانیا]/ˈtrɑːtərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n.اسب‌های سریع‌السیر (جمع trotter)؛ پاهای خوک‌ها یا گوسفندها؛ حمایت‌کننده‌های دیافراگم یک ماشین الک تخت (جمع trotter)

عبارات و ترکیب‌ها

pork trotters

کلاغدوک

trotters stew

خورش کوفته‌های گوشت

trotters dish

غذا با گوشت کوفته

trotters recipe

دستور تهیه کوفته

trotters soup

سوپ کوفته

trotters market

بازار کوفته

trotters vendor

فروشنده کوفته

trotters flavor

طعم کوفته

trotters snack

میان‌وعده کوفته

trotters cuisine

آشپزی کوفته

جملات نمونه

he cooked the pig's trotters for dinner.

او برای شام، گوش‌های خوک را پخت.

many cultures enjoy eating trotters as a delicacy.

بسیاری از فرهنگ‌ها از خوردن گوش‌ها به عنوان یک غذای خاص لذت می‌برند.

she prefers trotters over other cuts of meat.

او گوش‌ها را به جای برش‌های دیگر گوشت ترجیح می‌دهد.

trotters are often used in traditional stews.

گوش‌ها اغلب در خورش‌های سنتی استفاده می‌شوند.

in some cuisines, trotters are considered a comfort food.

در برخی از غذاها، گوش‌ها به عنوان غذای راحت‌بخش در نظر گرفته می‌شوند.

he learned to prepare trotters from his grandmother.

او طرز تهیه گوش‌ها را از مادربزرگش یاد گرفت.

eating trotters can be a unique culinary experience.

خوردن گوش‌ها می‌تواند یک تجربه آشپزی منحصر به فرد باشد.

she marinated the trotters overnight for extra flavor.

او گوش‌ها را برای طعم بیشتر، یک شبه در آبلیمو و ادویه خیساند.

some people find the texture of trotters appealing.

برخی از افراد بافت گوش‌ها را جذاب می‌دانند.

he enjoys trying different recipes for trotters.

او از امتحان کردن دستورالعمل‌های مختلف برای گوش‌ها لذت می‌برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید