troublespots

[ایالات متحده]/ˈtrʌblspɒts/
[بریتانیا]/ˈtrʌblspɑːts/

ترجمه

n. مکان‌ها یا مناطقی که مشکلات یا خطاها به طور مکرر رخ می‌دهد؛ نقاط کلیدی که نیاز به تغییر یا تنظیم دارند؛ نقاط خطا؛ مکان‌هایی که خطاها یا نقص‌ها رخ می‌دهد؛ مکان‌های مشکل‌زایی؛ مناطق مشکل یا تعارض.

عبارات و ترکیب‌ها

key troublespots

نقاط کلیدی مشکل

potential troublespots

نقاط مشکل پتانسیلی

troublespots identified

نقاط مشکل شناسایی شده

emerging troublespots

نقاط مشکل در حال ظهور

troublespots persist

نقاط مشکل ادامه دارد

global troublespots

نقاط مشکل جهانی

major troublespots

نقاط مشکل اصلی

critical troublespots

نقاط مشکل حیاتی

troublespots revealed

نقاط مشکل آشکار شده

numerous troublespots

تعداد زیادی از نقاط مشکل

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید