| جمع | trumperies |
trumpery goods
کالاها و وعدههای دروغین
trumpery claims
ادعاهای دروغین
trumpery politics
سیاستهای دروغین
trumpery ideas
ایدههای دروغین
trumpery talk
صحبتهای دروغین
trumpery fashion
مد دروغین
trumpery art
هنر دروغین
trumpery values
ارزشهای دروغین
trumpery promises
وعدههای دروغین
trumpery statements
اظهارات دروغین
the artist's work was dismissed as mere trumpery.
کار هنرمند به عنوان حقه و فریبندگی صرف رد شد.
he was tired of the trumpery in the fashion industry.
او از حقه و فریبندگی در صنعت مد خسته شده بود.
don't be fooled by the trumpery of flashy advertisements.
فریب حقه و فریبندگی تبلیغات چشمکزن را نخورید.
the debate was filled with trumpery rather than substance.
بحث مملو از حقه و فریبندگی بود تا محتوا.
many people are drawn to the trumpery of celebrity culture.
بسیاری از مردم به حقه و فریبندگی فرهنگ سلبریتی ها جذب می شوند.
she realized that his promises were just trumpery.
او دریافت که وعده های او فقط حقه و فریبندگی بود.
the festival was criticized for its trumpery attractions.
جشنواره به دلیل جاذبه های حقه و فریبندهاش مورد انتقاد قرار گرفت.
his speech was filled with trumpery and lacked real ideas.
سخنرانی او مملو از حقه و فریبندگی بود و فاقد ایده های واقعی بود.
they were tired of the trumpery that surrounded their lives.
آنها از حقه و فریبندگی که زندگی آنها را احاطه کرده بود خسته شده بودند.
in the end, all the trumpery fell apart.
در نهایت، همه حقه و فریبندگی از هم پاشید.
trumpery goods
کالاها و وعدههای دروغین
trumpery claims
ادعاهای دروغین
trumpery politics
سیاستهای دروغین
trumpery ideas
ایدههای دروغین
trumpery talk
صحبتهای دروغین
trumpery fashion
مد دروغین
trumpery art
هنر دروغین
trumpery values
ارزشهای دروغین
trumpery promises
وعدههای دروغین
trumpery statements
اظهارات دروغین
the artist's work was dismissed as mere trumpery.
کار هنرمند به عنوان حقه و فریبندگی صرف رد شد.
he was tired of the trumpery in the fashion industry.
او از حقه و فریبندگی در صنعت مد خسته شده بود.
don't be fooled by the trumpery of flashy advertisements.
فریب حقه و فریبندگی تبلیغات چشمکزن را نخورید.
the debate was filled with trumpery rather than substance.
بحث مملو از حقه و فریبندگی بود تا محتوا.
many people are drawn to the trumpery of celebrity culture.
بسیاری از مردم به حقه و فریبندگی فرهنگ سلبریتی ها جذب می شوند.
she realized that his promises were just trumpery.
او دریافت که وعده های او فقط حقه و فریبندگی بود.
the festival was criticized for its trumpery attractions.
جشنواره به دلیل جاذبه های حقه و فریبندهاش مورد انتقاد قرار گرفت.
his speech was filled with trumpery and lacked real ideas.
سخنرانی او مملو از حقه و فریبندگی بود و فاقد ایده های واقعی بود.
they were tired of the trumpery that surrounded their lives.
آنها از حقه و فریبندگی که زندگی آنها را احاطه کرده بود خسته شده بودند.
in the end, all the trumpery fell apart.
در نهایت، همه حقه و فریبندگی از هم پاشید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید