a trusty servant of the state.
یک خادم مورد اعتماد دولت.
there is always a hard core of trusty stalwarts.
همیشه هستهای سختافزار از وفاداران قابل اعتماد وجود دارد.
my trusty old Morris Minor.
موریس مینی قدیمی و مورد اعتماد من.
she unbosomed herself to a trusty female friend.
او دلريختهاش را به يک دوست زن مورد اعتماد گفت.
The master left his money with a trusty servant.
آقای، پول خود را با یک خادم مورد اعتماد گذاشت.
whenas a storme hath dimd her trusty guyde,
زمانی که طوفانی راهنمای مورد اعتماد او را کمنور کرده است.
Cutlass and corselet of steel, and his trusty sword of Damascus,
خنجر و زره فولادی، و شمشیر اعتماد کردنی دمشق
And we'll tak a right gude-willie waught, For auld lang syne.And there's a hand,my trusty fiere, And gie's a hand o' thine;
و ما یک گود ویلی واگت درست خواهیم داشت، برای آولد لانگ سین. و دستی وجود دارد، دوست من، و دست شما را به من بدهید.
a trusty servant of the state.
یک خادم مورد اعتماد دولت.
there is always a hard core of trusty stalwarts.
همیشه هستهای سختافزار از وفاداران قابل اعتماد وجود دارد.
my trusty old Morris Minor.
موریس مینی قدیمی و مورد اعتماد من.
she unbosomed herself to a trusty female friend.
او دلريختهاش را به يک دوست زن مورد اعتماد گفت.
The master left his money with a trusty servant.
آقای، پول خود را با یک خادم مورد اعتماد گذاشت.
whenas a storme hath dimd her trusty guyde,
زمانی که طوفانی راهنمای مورد اعتماد او را کمنور کرده است.
Cutlass and corselet of steel, and his trusty sword of Damascus,
خنجر و زره فولادی، و شمشیر اعتماد کردنی دمشق
And we'll tak a right gude-willie waught, For auld lang syne.And there's a hand,my trusty fiere, And gie's a hand o' thine;
و ما یک گود ویلی واگت درست خواهیم داشت، برای آولد لانگ سین. و دستی وجود دارد، دوست من، و دست شما را به من بدهید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید