trustiest

[ایالات متحده]/'trʌstɪ/
[بریتانیا]/'trʌsti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قابل اعتماد، مقایسه‌ای: قابل اعتمادتر، عالی‌ترین: قابل اعتمادترین

جملات نمونه

a trusty servant of the state.

یک خادم مورد اعتماد دولت.

there is always a hard core of trusty stalwarts.

همیشه هسته‌ای سخت‌افزار از وفاداران قابل اعتماد وجود دارد.

my trusty old Morris Minor.

موریس مینی قدیمی و مورد اعتماد من.

she unbosomed herself to a trusty female friend.

او دل‌ريخته‌اش را به يک دوست زن مورد اعتماد گفت.

The master left his money with a trusty servant.

آقای، پول خود را با یک خادم مورد اعتماد گذاشت.

whenas a storme hath dimd her trusty guyde,

زمانی که طوفانی راهنمای مورد اعتماد او را کم‌نور کرده است.

Cutlass and corselet of steel, and his trusty sword of Damascus,

خنجر و زره فولادی، و شمشیر اعتماد کردنی دمشق

And we'll tak a right gude-willie waught, For auld lang syne.And there's a hand,my trusty fiere, And gie's a hand o' thine;

و ما یک گود ویلی واگت درست خواهیم داشت، برای آولد لانگ سین. و دستی وجود دارد، دوست من، و دست شما را به من بدهید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید