tubbed up
پر شده
tubbed out
بیرون آمده از وان
tubbed over
روی وان
tubbed down
پایین وان
tubbed in
داخل وان
tubbed around
اطراف وان
tubbed away
دور از وان
tubbed together
همراه با وان
tubbed with
با وان
tubbed clean
تمیز شده با وان
after a long day, i love to relax in a tubbed bath.
بعد از یک روز طولانی، من عاشق استراحت در وان هستم.
the kids were tubbed and ready for bed after their bath.
کودکان بعد از حمامشان آماده رفتن به رختخواب بودند.
she tubbed the vegetables before cooking them.
او سبزیجات را قبل از پختن، تمیز کرد.
we tubbed the dog to keep it clean.
ما سگ را تمیز کردیم تا آن را تمیز نگه داریم.
he tubbed the baby gently to avoid any discomfort.
او به آرامی نوزاد را تمیز کرد تا از ناراحتی جلوگیری کند.
she tubbed the laundry before putting it in the dryer.
او لباسها را قبل از قرار دادن در خشککن، تمیز کرد.
they tubbed the car to remove all the dirt.
آنها ماشین را تمیز کردند تا تمام کثیفیها را از بین ببرند.
he tubbed the fish before cooking it for dinner.
او ماهی را قبل از پختن برای شام، تمیز کرد.
she tubbed herself in warm water to soothe her muscles.
او خود را در آب گرم تمیز کرد تا عضلات خود را آرام کند.
after the hike, we tubbed our sore feet in cool water.
بعد از پیادهروی، ما پاهای خستهمان را در آب خنک تمیز کردیم.
tubbed up
پر شده
tubbed out
بیرون آمده از وان
tubbed over
روی وان
tubbed down
پایین وان
tubbed in
داخل وان
tubbed around
اطراف وان
tubbed away
دور از وان
tubbed together
همراه با وان
tubbed with
با وان
tubbed clean
تمیز شده با وان
after a long day, i love to relax in a tubbed bath.
بعد از یک روز طولانی، من عاشق استراحت در وان هستم.
the kids were tubbed and ready for bed after their bath.
کودکان بعد از حمامشان آماده رفتن به رختخواب بودند.
she tubbed the vegetables before cooking them.
او سبزیجات را قبل از پختن، تمیز کرد.
we tubbed the dog to keep it clean.
ما سگ را تمیز کردیم تا آن را تمیز نگه داریم.
he tubbed the baby gently to avoid any discomfort.
او به آرامی نوزاد را تمیز کرد تا از ناراحتی جلوگیری کند.
she tubbed the laundry before putting it in the dryer.
او لباسها را قبل از قرار دادن در خشککن، تمیز کرد.
they tubbed the car to remove all the dirt.
آنها ماشین را تمیز کردند تا تمام کثیفیها را از بین ببرند.
he tubbed the fish before cooking it for dinner.
او ماهی را قبل از پختن برای شام، تمیز کرد.
she tubbed herself in warm water to soothe her muscles.
او خود را در آب گرم تمیز کرد تا عضلات خود را آرام کند.
after the hike, we tubbed our sore feet in cool water.
بعد از پیادهروی، ما پاهای خستهمان را در آب خنک تمیز کردیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید