tubbed

[ایالات متحده]/tʌbd/
[بریتانیا]/tʌbd/

ترجمه

vt. در یک وان قرار دادن; حمام وان دادن
vi. حمام وان گرفتن; در یک وان شسته شدن
n. وان حمام; بشکه

عبارات و ترکیب‌ها

tubbed up

پر شده

tubbed out

بیرون آمده از وان

tubbed over

روی وان

tubbed down

پایین وان

tubbed in

داخل وان

tubbed around

اطراف وان

tubbed away

دور از وان

tubbed together

همراه با وان

tubbed with

با وان

tubbed clean

تمیز شده با وان

جملات نمونه

after a long day, i love to relax in a tubbed bath.

بعد از یک روز طولانی، من عاشق استراحت در وان هستم.

the kids were tubbed and ready for bed after their bath.

کودکان بعد از حمامشان آماده رفتن به رختخواب بودند.

she tubbed the vegetables before cooking them.

او سبزیجات را قبل از پختن، تمیز کرد.

we tubbed the dog to keep it clean.

ما سگ را تمیز کردیم تا آن را تمیز نگه داریم.

he tubbed the baby gently to avoid any discomfort.

او به آرامی نوزاد را تمیز کرد تا از ناراحتی جلوگیری کند.

she tubbed the laundry before putting it in the dryer.

او لباس‌ها را قبل از قرار دادن در خشک‌کن، تمیز کرد.

they tubbed the car to remove all the dirt.

آنها ماشین را تمیز کردند تا تمام کثیفی‌ها را از بین ببرند.

he tubbed the fish before cooking it for dinner.

او ماهی را قبل از پختن برای شام، تمیز کرد.

she tubbed herself in warm water to soothe her muscles.

او خود را در آب گرم تمیز کرد تا عضلات خود را آرام کند.

after the hike, we tubbed our sore feet in cool water.

بعد از پیاده‌روی، ما پاهای خسته‌مان را در آب خنک تمیز کردیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید