tugmaster

[ایالات متحده]/ˈtʌɡˌmɑːstə/
[بریتانیا]/ˈtʌɡˌmɑstər/

ترجمه

n. کاپیتان یک قایق یدک کش
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

tugmaster role

نقش ناظر یدک‌کش

tugmaster duties

وظایف ناظر یدک‌کش

tugmaster training

آموزش ناظر یدک‌کش

tugmaster skills

مهارت‌های ناظر یدک‌کش

tugmaster license

گواهینامه ناظر یدک‌کش

tugmaster experience

تجربه ناظر یدک‌کش

tugmaster position

موقعیت ناظر یدک‌کش

tugmaster operations

عملیات ناظر یدک‌کش

tugmaster authority

اختیارات ناظر یدک‌کش

tugmaster responsibilities

مسئولیت‌های ناظر یدک‌کش

جملات نمونه

the tugmaster guided the vessel safely to the dock.

لودر با موفقیت کشتی را به طور ایمن به اسکله هدایت کرد.

as a tugmaster, he has to coordinate with the crew effectively.

به عنوان یک لودر، او باید به طور موثر با خدمه هماهنگ کند.

the tugmaster's experience is crucial in challenging weather conditions.

تجربه لودر در شرایط آب و هوایی دشوار بسیار مهم است.

she trained for years to become a skilled tugmaster.

او سال‌ها آموزش دید تا به یک لودر ماهر تبدیل شود.

the tugmaster communicated with the pilot during the maneuver.

لودر در حین مانور با خلبان ارتباط برقرار کرد.

every tugmaster must understand maritime safety regulations.

هر لودری باید مقررات ایمنی دریایی را درک کند.

the tugmaster used hand signals to direct the crew.

لودر از نشانه‌های دستی برای هدایت خدمه استفاده کرد.

it is important for a tugmaster to remain calm under pressure.

برای یک لودر مهم است که در شرایط فشار آرام بماند.

the tugmaster successfully maneuvered the ship through the narrow channel.

لودر با موفقیت کشتی را از طریق کانال باریک هدایت کرد.

a good tugmaster knows how to handle different types of vessels.

یک لودر خوب می‌داند چگونه انواع مختلف کشتی‌ها را کنترل کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید