tumans

[ایالات متحده]/ˈtjuːmənz/
[بریتانیا]/ˈtuːmənz/

ترجمه

n. مردم بومی یا میهمان‌گذار؛ ساکنین منطقه یا زمین خاص
adj. مربوط به یا ویژگی مردم بومی؛ محلی یا بومی طبیعت

جملات نمونه

the tumans of stars filled the night sky.

تومان‌های ستاره‌ها آسمان شب را پر کردند.

she has tumans of dollars in her bank account.

در حساب بانکی او تومان‌های دلار وجود دارد.

the tumans population has grown significantly.

جمعیت تومان‌ها به طور قابل توجهی افزایش یافته است.

we need to consider the tumans factors involved.

ما باید عوامل مربوط به تومان‌ها را در نظر بگیریم.

the tumans consequences were severe.

پیامدهای تومان‌ها شدید بود.

he made a tumans mistake.

او یک خطا در مورد تومان‌ها کرده است.

the project will take tumans of hours to complete.

این پروژه برای اتمام آن تومان‌های ساعت لازم خواهد داشت.

there are tumans opportunities available.

فرصت‌های تومان‌ها در دسترس هستند.

the company lost tumans of dollars last quarter.

شرکت در چهارمین ربع گذشته تومان‌های دلار را از دست داد.

she has tumans of followers on social media.

او در رسانه‌های اجتماعی تومان‌های دنبال‌کننده دارد.

the tumans impact on the environment is concerning.

تأثیر تومان‌ها بر محیط زیست نگران کننده است.

we face tumans challenges in the coming years.

ما در سال‌های آینده چالش‌های تومان‌ها را مواجه خواهیم شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید