tump

[ایالات متحده]/tʌmp/
[بریتانیا]/tʌmp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تپه یا گودال کوچک
Word Forms
جمعtumps

عبارات و ترکیب‌ها

tump truck

کامیون خاکی

tump over

سر خوردن

tump down

پایین آمدن

tump load

بارگذاری

tump dirt

خاک

tump site

محل

tump waste

ضایعات

tump material

مواد

tump area

منطقه

tump equipment

تجهیزات

جملات نمونه

don't tump over the bucket.

به ظرف نریزید.

she tried to tump the box but it was too heavy.

او سعی کرد جعبه را بیندازد، اما خیلی سنگین بود.

the kids love to tump the sandcastle.

بچه ها عاشق قلعه شنی را خراب کردن هستند.

he accidentally tumped his drink on the table.

او ناخواسته نوشیدنی خود را روی میز ریخت.

make sure not to tump the vase.

مطمئن شوید که گلدان را نریزید.

they watched the dog tump over the trash can.

آنها دیدند که سگ سطل زباله را واژگون کرد.

she tumped the chair while trying to reach the shelf.

او در حالی که سعی می کرد به قفسه برسد، صندلی را واژگون کرد.

be careful not to tump the stack of papers.

مراقب باشید که دسته کاغذها را واژگون نکنید.

the wind caused the sign to tump over.

باد باعث شد علائم واژگون شوند.

he tumped the game board in frustration.

او از روی ناراحتی صفحه بازی را واژگون کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید