tungsten

[ایالات متحده]/'tʌŋst(ə)n/
[بریتانیا]/'tʌŋstən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک عنصر فلزی - تنگستن
Word Forms
جمعtungstens

عبارات و ترکیب‌ها

tungsten carbide

کاربید تنگستن

tungsten filament

فیلامنت تنگستن

tungsten electrode

الکترود تنگستن

tungsten steel

فولاد تنگستن

tungsten alloy

آلیاژ تنگستن

tungsten powder

پودر تنگستن

tungsten oxide

تنگستن اکسید

tungsten wire

سیم تنگستن

tungsten trioxide

تری‌اکسید تنگستن

tungsten bronze

برنز تنگستن

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید