tupek

[ایالات متحده]/ˈtuːpɛk/
[بریتانیا]/ˈtuːpɛk/

ترجمه

n. یک محل اقامت تابستانی اسکیمویی (به ویژه یک چادر پوست فک)
Word Forms
جمعtupeks

عبارات و ترکیب‌ها

tupek style

سبک توپک

tupek design

طراحی توپک

tupek method

روش توپک

tupek project

پروژه توپک

tupek technique

تکنیک توپک

tupek concept

مفهوم توپک

tupek approach

رویکرد توپک

tupek theory

نظریه توپک

tupek analysis

تجزیه و تحلیل توپک

tupek framework

چارچوب توپک

جملات نمونه

she decided to tupek her plans for the weekend.

او تصمیم گرفت برنامه‌های آخر هفته خود را به تعویق بیاندازد.

we need to tupek the meeting until next week.

ما باید جلسه را تا هفته آینده به تعویق بیندازیم.

he had to tupek his travel due to the bad weather.

او مجبور شد به دلیل آب و هوای نامساعد سفر خود را به تعویق بیاندازد.

they will tupek the project deadline by a month.

آنها مهلت پروژه را یک ماه به تعویق خواهند انداخت.

it's better to tupek the decision until we have more information.

بهتر است تصمیم را تا زمانی که اطلاعات بیشتری داشته باشیم به تعویق بیاندازیم.

she plans to tupek her appointment to next friday.

او قصد دارد قرار ملاقات خود را به جمعه آینده به تعویق بیاندازد.

due to unforeseen circumstances, we may need to tupek our launch.

به دلیل شرایط پیش بینی نشده، ممکن است نیاز باشد راه اندازی خود را به تعویق بیاندازیم.

let's tupek the discussion for now and revisit it later.

بیایید بحث را فعلاً به تعویق بیندازیم و بعداً آن را دوباره بررسی کنیم.

he had to tupek his decision after considering the consequences.

او پس از بررسی عواقب مجبور شد تصمیم خود را به تعویق بیاندازد.

they decided to tupek the event due to safety concerns.

آنها تصمیم گرفتند به دلیل نگرانی های ایمنی رویداد را به تعویق بیاندازند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید