| جمع | tupeks |
tupek style
سبک توپک
tupek design
طراحی توپک
tupek method
روش توپک
tupek project
پروژه توپک
tupek technique
تکنیک توپک
tupek concept
مفهوم توپک
tupek approach
رویکرد توپک
tupek theory
نظریه توپک
tupek analysis
تجزیه و تحلیل توپک
tupek framework
چارچوب توپک
she decided to tupek her plans for the weekend.
او تصمیم گرفت برنامههای آخر هفته خود را به تعویق بیاندازد.
we need to tupek the meeting until next week.
ما باید جلسه را تا هفته آینده به تعویق بیندازیم.
he had to tupek his travel due to the bad weather.
او مجبور شد به دلیل آب و هوای نامساعد سفر خود را به تعویق بیاندازد.
they will tupek the project deadline by a month.
آنها مهلت پروژه را یک ماه به تعویق خواهند انداخت.
it's better to tupek the decision until we have more information.
بهتر است تصمیم را تا زمانی که اطلاعات بیشتری داشته باشیم به تعویق بیاندازیم.
she plans to tupek her appointment to next friday.
او قصد دارد قرار ملاقات خود را به جمعه آینده به تعویق بیاندازد.
due to unforeseen circumstances, we may need to tupek our launch.
به دلیل شرایط پیش بینی نشده، ممکن است نیاز باشد راه اندازی خود را به تعویق بیاندازیم.
let's tupek the discussion for now and revisit it later.
بیایید بحث را فعلاً به تعویق بیندازیم و بعداً آن را دوباره بررسی کنیم.
he had to tupek his decision after considering the consequences.
او پس از بررسی عواقب مجبور شد تصمیم خود را به تعویق بیاندازد.
they decided to tupek the event due to safety concerns.
آنها تصمیم گرفتند به دلیل نگرانی های ایمنی رویداد را به تعویق بیاندازند.
tupek style
سبک توپک
tupek design
طراحی توپک
tupek method
روش توپک
tupek project
پروژه توپک
tupek technique
تکنیک توپک
tupek concept
مفهوم توپک
tupek approach
رویکرد توپک
tupek theory
نظریه توپک
tupek analysis
تجزیه و تحلیل توپک
tupek framework
چارچوب توپک
she decided to tupek her plans for the weekend.
او تصمیم گرفت برنامههای آخر هفته خود را به تعویق بیاندازد.
we need to tupek the meeting until next week.
ما باید جلسه را تا هفته آینده به تعویق بیندازیم.
he had to tupek his travel due to the bad weather.
او مجبور شد به دلیل آب و هوای نامساعد سفر خود را به تعویق بیاندازد.
they will tupek the project deadline by a month.
آنها مهلت پروژه را یک ماه به تعویق خواهند انداخت.
it's better to tupek the decision until we have more information.
بهتر است تصمیم را تا زمانی که اطلاعات بیشتری داشته باشیم به تعویق بیاندازیم.
she plans to tupek her appointment to next friday.
او قصد دارد قرار ملاقات خود را به جمعه آینده به تعویق بیاندازد.
due to unforeseen circumstances, we may need to tupek our launch.
به دلیل شرایط پیش بینی نشده، ممکن است نیاز باشد راه اندازی خود را به تعویق بیاندازیم.
let's tupek the discussion for now and revisit it later.
بیایید بحث را فعلاً به تعویق بیندازیم و بعداً آن را دوباره بررسی کنیم.
he had to tupek his decision after considering the consequences.
او پس از بررسی عواقب مجبور شد تصمیم خود را به تعویق بیاندازد.
they decided to tupek the event due to safety concerns.
آنها تصمیم گرفتند به دلیل نگرانی های ایمنی رویداد را به تعویق بیاندازند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید