tupi language
زبان توپی
tupi culture
فرهنگ توپی
tupi people
قوم توپی
tupi mythology
اساطیر توپی
tupi roots
ریشههای توپی
tupi art
هنر توپی
tupi history
تاریخ توپی
tupi tradition
آد و رسوم توپی
tupi dialect
لهجه توپی
tupi influence
تاثیر توپی
she decided to tupi her hair before the party.
او تصمیم گرفت قبل از مهمانی موهایش را تupi کند.
he loves to tupi his clothes for a fresh look.
او عاشق این است که لباس هایش را برای داشتن ظاهری نو تupi کند.
they will tupi the garden for the spring season.
آنها باغ را برای فصل بهار تupi خواهند کرد.
it's important to tupi your resume before applying for jobs.
قبل از درخواست شغل، بهروزرسانی رزومه شما مهم است.
she plans to tupi her schedule to fit in more activities.
او قصد دارد برنامه خود را بهروزرسانی کند تا بتواند فعالیتهای بیشتری را در آن بگنجاند.
he needs to tupi his presentation for the meeting.
او باید ارائه خود را برای جلسه بهروزرسانی کند.
we should tupi the project plan before the deadline.
ما باید طرح پروژه را قبل از مهلت مقرر بهروزرسانی کنیم.
she likes to tupi her playlist for different moods.
او دوست دارد لیست پخش خود را برای خلق و خوی های مختلف بهروزرسانی کند.
they decided to tupi their travel itinerary for the trip.
آنها تصمیم گرفتند برنامه سفر خود را برای سفر بهروزرسانی کنند.
it's time to tupi the living room for a cozy atmosphere.
وقت آن است که اتاق نشیمن را برای ایجاد فضایی دنج بهروزرسانی کنید.
tupi language
زبان توپی
tupi culture
فرهنگ توپی
tupi people
قوم توپی
tupi mythology
اساطیر توپی
tupi roots
ریشههای توپی
tupi art
هنر توپی
tupi history
تاریخ توپی
tupi tradition
آد و رسوم توپی
tupi dialect
لهجه توپی
tupi influence
تاثیر توپی
she decided to tupi her hair before the party.
او تصمیم گرفت قبل از مهمانی موهایش را تupi کند.
he loves to tupi his clothes for a fresh look.
او عاشق این است که لباس هایش را برای داشتن ظاهری نو تupi کند.
they will tupi the garden for the spring season.
آنها باغ را برای فصل بهار تupi خواهند کرد.
it's important to tupi your resume before applying for jobs.
قبل از درخواست شغل، بهروزرسانی رزومه شما مهم است.
she plans to tupi her schedule to fit in more activities.
او قصد دارد برنامه خود را بهروزرسانی کند تا بتواند فعالیتهای بیشتری را در آن بگنجاند.
he needs to tupi his presentation for the meeting.
او باید ارائه خود را برای جلسه بهروزرسانی کند.
we should tupi the project plan before the deadline.
ما باید طرح پروژه را قبل از مهلت مقرر بهروزرسانی کنیم.
she likes to tupi her playlist for different moods.
او دوست دارد لیست پخش خود را برای خلق و خوی های مختلف بهروزرسانی کند.
they decided to tupi their travel itinerary for the trip.
آنها تصمیم گرفتند برنامه سفر خود را برای سفر بهروزرسانی کنند.
it's time to tupi the living room for a cozy atmosphere.
وقت آن است که اتاق نشیمن را برای ایجاد فضایی دنج بهروزرسانی کنید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید