turd

[ایالات متحده]/tɜːd/
[بریتانیا]/tɝd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. انسان حقیر؛ مدفوع، فضولات.
Word Forms
جمعturds

جملات نمونه

He stepped on a turd while walking in the park.

او در حالی که در پارک قدم می زد، روی یک کلوچه پا گذاشت.

The dog left a turd on the sidewalk.

سگ یک کلوچه روی پیاده رو گذاشت.

She accidentally stepped in a turd and had to clean her shoe.

او به طور تصادفی روی یک کلوچه پا گذاشت و مجبور شد کفشش را تمیز کند.

The smell of turd filled the room after the prank.

پس از شوخی، بوی کلوچه اتاق را پر کرد.

He used a stick to pick up the turd and throw it away.

او از یک چوب برای برداشتن کلوچه و دور انداختن آن استفاده کرد.

The turd in the toilet clogged the pipes.

کلوچه در توالت لوله ها را مسدود کرد.

The toddler thought it was funny to play with the turd.

کودک خردسال فکر کرد بازی با کلوچه خنده دار است.

The turd was so big that it wouldn't flush down the toilet.

کلوچه آنقدر بزرگ بود که وارد توالت نمی شد.

I accidentally stepped on a turd in the grass.

من به طور تصادفی روی یک کلوچه در چمن پا گذاشتم.

The turd left a stain on the carpet.

کلوچه لکه ای روی فرش از خود باقی گذاشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید