turds

[ایالات متحده]/tɜːdz/
[بریتانیا]/tɜrdz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مدفوع; شخص حقیر

عبارات و ترکیب‌ها

lazy turds

turدهای تنبل

little turds

turدهای کوچک

stupid turds

turدهای احمق

funny turds

turدهای خنده دار

big turds

turدهای بزرگ

smelly turds

turدهای بو دار

silly turds

turدهای احمقانه

dirty turds

turدهای کثیف

mean turds

turدهای بدجنس

angry turds

turدهای عصبانی

جملات نمونه

he stepped in some dog turds on his way to work.

او در راه رفتن به سر کار در بعضی فضولات سگی قدم گذاشت.

they found turds scattered all over the yard.

آنها فضولات پراکنده در سراسر حیاط را پیدا کردند.

the kids laughed when they saw the turds in the park.

وقتی بچه‌ها فضولات را در پارک دیدند، خندیدند.

cleaning up the turds is part of owning a pet.

تمیز کردن فضولات بخشی از داشتن حیوان خانگی است.

he joked that stepping in turds is bad luck.

او شوخی کرد که راه رفتن روی فضولات بدشانسی است.

turds can be a sign of an unhealthy animal.

فضولات می تواند نشانه ای از یک حیوان ناسالم باشد.

she used a shovel to pick up the turds in the backyard.

او از بیل برای جمع کردن فضولات در حیاط پشتی استفاده کرد.

it’s important to dispose of turds properly.

دفع مناسب فضولات مهم است.

he complained about the smell of turds in the garden.

او در مورد بوی فضولات در باغ شکایت کرد.

the farmer noticed the turds were a good fertilizer.

کشمان متوجه شد که فضولات یک کود خوب هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید