turgidities of thought
سنگینی و رکود در تفکر
turgidities in writing
سنگینی و رکود در نوشتن
turgidities of language
سنگینی و رکود در زبان
turgidities of style
سنگینی و رکود در سبک
turgidities of expression
سنگینی و رکود در بیان
turgidities in art
سنگینی و رکود در هنر
turgidities of emotion
سنگینی و رکود در احساسات
turgidities of prose
سنگینی و رکود در نثر
turgidities of rhetoric
سنگینی و رکود در فن خطابه
the turgidities of the river made it difficult to navigate.
تورنگها (تصلبها)ی رودخانه باعث میشدند که هدایت آن دشوار باشد.
scientists studied the turgidities in plant cells for better crop yields.
دانشمندان تورنگها (تصلبها) را در سلولهای گیاهی برای افزایش عملکرد محصول بررسی کردند.
after the rain, the turgidities in the soil increased significantly.
پس از باران، تورنگها (تصلبها) در خاک به طور قابل توجهی افزایش یافت.
the doctor explained the turgidities in the patient's abdomen.
پزشک تورنگها (تصلبها) را در شکم بیمار توضیح داد.
understanding the turgidities of the atmosphere is crucial for meteorologists.
درک تورنگها (تصلبها)ی جو برای هواشناسان بسیار مهم است.
the turgidities observed in the water samples indicated pollution.
تورنگها (تصلبها)یی که در نمونههای آب مشاهده شد، نشاندهنده آلودگی بود.
artists often depict the turgidities of emotions in their work.
هنرمندان اغلب تورنگها (تصلبها)ی احساسات را در آثار خود به تصویر میکشند.
the turgidities of the muscles can indicate overexertion.
تورنگها (تصلبها)ی عضلات میتواند نشاندهنده فرسودگی بیش از حد باشد.
in literature, turgidities can symbolize excessive pride.
در ادبیات، تورنگها (تصلبها) میتوانند نمادی از غرور بیش از حد باشند.
the turgidities in his speech made it hard to follow his argument.
تورنگها (تصلبها) در سخنان او باعث میشد که دنبال کردن استدلالش دشوار باشد.
turgidities of thought
سنگینی و رکود در تفکر
turgidities in writing
سنگینی و رکود در نوشتن
turgidities of language
سنگینی و رکود در زبان
turgidities of style
سنگینی و رکود در سبک
turgidities of expression
سنگینی و رکود در بیان
turgidities in art
سنگینی و رکود در هنر
turgidities of emotion
سنگینی و رکود در احساسات
turgidities of prose
سنگینی و رکود در نثر
turgidities of rhetoric
سنگینی و رکود در فن خطابه
the turgidities of the river made it difficult to navigate.
تورنگها (تصلبها)ی رودخانه باعث میشدند که هدایت آن دشوار باشد.
scientists studied the turgidities in plant cells for better crop yields.
دانشمندان تورنگها (تصلبها) را در سلولهای گیاهی برای افزایش عملکرد محصول بررسی کردند.
after the rain, the turgidities in the soil increased significantly.
پس از باران، تورنگها (تصلبها) در خاک به طور قابل توجهی افزایش یافت.
the doctor explained the turgidities in the patient's abdomen.
پزشک تورنگها (تصلبها) را در شکم بیمار توضیح داد.
understanding the turgidities of the atmosphere is crucial for meteorologists.
درک تورنگها (تصلبها)ی جو برای هواشناسان بسیار مهم است.
the turgidities observed in the water samples indicated pollution.
تورنگها (تصلبها)یی که در نمونههای آب مشاهده شد، نشاندهنده آلودگی بود.
artists often depict the turgidities of emotions in their work.
هنرمندان اغلب تورنگها (تصلبها)ی احساسات را در آثار خود به تصویر میکشند.
the turgidities of the muscles can indicate overexertion.
تورنگها (تصلبها)ی عضلات میتواند نشاندهنده فرسودگی بیش از حد باشد.
in literature, turgidities can symbolize excessive pride.
در ادبیات، تورنگها (تصلبها) میتوانند نمادی از غرور بیش از حد باشند.
the turgidities in his speech made it hard to follow his argument.
تورنگها (تصلبها) در سخنان او باعث میشد که دنبال کردن استدلالش دشوار باشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید