| جمع | turgidnesses |
turgidness of language
سنگینی و خشکی زبان
turgidness in writing
سنگینی و خشکی در نوشتن
turgidness of prose
سنگینی و خشکی نثر
turgidness and style
سنگینی و خشکی و سبک
turgidness of thought
سنگینی و خشکی اندیشه
turgidness in speech
سنگینی و خشکی در سخن
turgidness of ideas
سنگینی و خشکی ایدهها
turgidness in poetry
سنگینی و خشکی در شعر
turgidness of expression
سنگینی و خشکی بیان
turgidness in criticism
سنگینی و خشکی در نقد
the turgidness of the river made it difficult to navigate.
سنگینی و فشردگی زیاد رودخانه باعث میشد دریانوردی در آن دشوار باشد.
she noticed the turgidness of the flower petals after the rain.
او متوجه سنگینی و فشردگی زیاد گلبرگها بعد از باران شد.
the turgidness of the text made it hard to read.
سنگینی و فشردگی زیاد متن خواندن آن را دشوار میکرد.
doctors studied the turgidness of the tissue for diagnosis.
پزشکان برای تشخیص، سنگینی و فشردگی زیاد بافتها را مطالعه کردند.
excessive turgidness in the leaves indicated overwatering.
سنگینی و فشردگی زیاد در برگها نشاندهنده آبیاری بیش از حد بود.
the turgidness of the balloon increased as more air was added.
با اضافه شدن هوای بیشتر، سنگینی و فشردگی زیاد بالن افزایش یافت.
he described the turgidness of the debate as unproductive.
او بحث را به دلیل سنگینی و فشردگی زیاد غیرسازنده توصیف کرد.
the turgidness of the soup suggested it was overcooked.
سنگینی و فشردگی زیاد سوپ نشان میداد که بیش از حد پخته شده است.
they measured the turgidness of the plant cells under a microscope.
آنها سنگینی و فشردگی زیاد سلولهای گیاهی را با استفاده از میکروسکوپ اندازهگیری کردند.
the artist criticized the turgidness of contemporary art styles.
هنرمند سبکهای هنری معاصر را به دلیل سنگینی و فشردگی زیاد مورد انتقاد قرار داد.
turgidness of language
سنگینی و خشکی زبان
turgidness in writing
سنگینی و خشکی در نوشتن
turgidness of prose
سنگینی و خشکی نثر
turgidness and style
سنگینی و خشکی و سبک
turgidness of thought
سنگینی و خشکی اندیشه
turgidness in speech
سنگینی و خشکی در سخن
turgidness of ideas
سنگینی و خشکی ایدهها
turgidness in poetry
سنگینی و خشکی در شعر
turgidness of expression
سنگینی و خشکی بیان
turgidness in criticism
سنگینی و خشکی در نقد
the turgidness of the river made it difficult to navigate.
سنگینی و فشردگی زیاد رودخانه باعث میشد دریانوردی در آن دشوار باشد.
she noticed the turgidness of the flower petals after the rain.
او متوجه سنگینی و فشردگی زیاد گلبرگها بعد از باران شد.
the turgidness of the text made it hard to read.
سنگینی و فشردگی زیاد متن خواندن آن را دشوار میکرد.
doctors studied the turgidness of the tissue for diagnosis.
پزشکان برای تشخیص، سنگینی و فشردگی زیاد بافتها را مطالعه کردند.
excessive turgidness in the leaves indicated overwatering.
سنگینی و فشردگی زیاد در برگها نشاندهنده آبیاری بیش از حد بود.
the turgidness of the balloon increased as more air was added.
با اضافه شدن هوای بیشتر، سنگینی و فشردگی زیاد بالن افزایش یافت.
he described the turgidness of the debate as unproductive.
او بحث را به دلیل سنگینی و فشردگی زیاد غیرسازنده توصیف کرد.
the turgidness of the soup suggested it was overcooked.
سنگینی و فشردگی زیاد سوپ نشان میداد که بیش از حد پخته شده است.
they measured the turgidness of the plant cells under a microscope.
آنها سنگینی و فشردگی زیاد سلولهای گیاهی را با استفاده از میکروسکوپ اندازهگیری کردند.
the artist criticized the turgidness of contemporary art styles.
هنرمند سبکهای هنری معاصر را به دلیل سنگینی و فشردگی زیاد مورد انتقاد قرار داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید