turkophile culture
فرهنگ طرفداران ترک
turkophile community
جامعه طرفداران ترک
turkophile interests
علایق طرفداران ترک
turkophile events
رویدادهای طرفداران ترک
turkophile literature
ادبیات طرفداران ترک
turkophile perspective
دیدگاه طرفداران ترک
turkophile groups
گروههای طرفداران ترک
turkophile activities
فعالیتهای طرفداران ترک
turkophile tourism
گردشگری طرفداران ترک
turkophile beliefs
باورهای طرفداران ترک
as a turkophile, she enjoys turkish cuisine.
به عنوان یک طرفدار تورک، او از غذاهای ترکی لذت می برد.
his turkophile tendencies influenced his travel choices.
تمایلات طرفداری او از ترکیه بر انتخاب های سفرش تأثیر گذاشت.
being a turkophile, he often reads about turkish history.
به عنوان یک طرفدار تورک، او اغلب درباره تاریخ ترکیه مطالعه می کند.
she joined the turkophile club to meet like-minded people.
او برای ملاقات با افرادی همفکر در باشگاه طرفداران تورک ثبت نام کرد.
his turkophile passion led him to learn the turkish language.
اشتیاق او به تورکدوستی باعث شد زبان ترکی را یاد بگیرد.
the turkophile community organizes cultural events regularly.
جامعه طرفداران تورک به طور منظم رویدادهای فرهنگی برگزار می کند.
she collects art from turkish artists as a proud turkophile.
او به عنوان یک طرفدار تورک، آثار هنری هنرمندان ترکی را جمع آوری می کند.
his turkophile interests extend to literature and poetry.
علاقه او به تورکدوستی به ادبیات و شعر نیز می رسد.
as a turkophile, he often attends turkish film festivals.
به عنوان یک طرفدار تورک، او اغلب در جشنواره های فیلم ترکی شرکت می کند.
her turkophile enthusiasm is evident in her home decor.
شور و شوق او به تورکدوستی در دکوراسیون خانه اش آشکار است.
turkophile culture
فرهنگ طرفداران ترک
turkophile community
جامعه طرفداران ترک
turkophile interests
علایق طرفداران ترک
turkophile events
رویدادهای طرفداران ترک
turkophile literature
ادبیات طرفداران ترک
turkophile perspective
دیدگاه طرفداران ترک
turkophile groups
گروههای طرفداران ترک
turkophile activities
فعالیتهای طرفداران ترک
turkophile tourism
گردشگری طرفداران ترک
turkophile beliefs
باورهای طرفداران ترک
as a turkophile, she enjoys turkish cuisine.
به عنوان یک طرفدار تورک، او از غذاهای ترکی لذت می برد.
his turkophile tendencies influenced his travel choices.
تمایلات طرفداری او از ترکیه بر انتخاب های سفرش تأثیر گذاشت.
being a turkophile, he often reads about turkish history.
به عنوان یک طرفدار تورک، او اغلب درباره تاریخ ترکیه مطالعه می کند.
she joined the turkophile club to meet like-minded people.
او برای ملاقات با افرادی همفکر در باشگاه طرفداران تورک ثبت نام کرد.
his turkophile passion led him to learn the turkish language.
اشتیاق او به تورکدوستی باعث شد زبان ترکی را یاد بگیرد.
the turkophile community organizes cultural events regularly.
جامعه طرفداران تورک به طور منظم رویدادهای فرهنگی برگزار می کند.
she collects art from turkish artists as a proud turkophile.
او به عنوان یک طرفدار تورک، آثار هنری هنرمندان ترکی را جمع آوری می کند.
his turkophile interests extend to literature and poetry.
علاقه او به تورکدوستی به ادبیات و شعر نیز می رسد.
as a turkophile, he often attends turkish film festivals.
به عنوان یک طرفدار تورک، او اغلب در جشنواره های فیلم ترکی شرکت می کند.
her turkophile enthusiasm is evident in her home decor.
شور و شوق او به تورکدوستی در دکوراسیون خانه اش آشکار است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید