turnable

[ایالات متحده]/ˈtɜːnəbl/
[بریتانیا]/ˈtɜrnəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قابل چرخاندن

عبارات و ترکیب‌ها

turnable knob

چرخشی

turnable chair

صندلی چرخشی

turnable table

میز چرخشی

turnable device

دستگاه چرخشی

turnable panel

پنل چرخشی

turnable display

صفحه نمایش چرخشی

turnable stand

استند چرخشی

turnable light

چراغ چرخشی

turnable switch

کلید چرخشی

turnable base

پایه چرخشی

جملات نمونه

the design includes a turnable feature for easy access.

طراحی شامل یک ویژگی چرخشی برای دسترسی آسان است.

this device has a turnable base for better stability.

این دستگاه دارای یک پایه چرخشی برای پایداری بیشتر است.

we need a turnable platform for our presentation.

ما به یک سکوی چرخشی برای ارائه خود نیاز داریم.

the turnable chair allows for smooth movement in the office.

صندلی چرخشی امکان حرکت روان در دفتر را فراهم می کند.

he adjusted the turnable knob to change the settings.

او دستگیره چرخشی را تنظیم کرد تا تنظیمات را تغییر دهد.

the toy comes with a turnable head for added fun.

این اسباب بازی با یک سر چرخشی برای سرگرمی بیشتر عرضه می شود.

her artwork features a turnable element that captivates viewers.

هنر او دارای عنصری چرخشی است که بینندگان را مجذوب می کند.

the turnable display makes it easy to showcase products.

نمایشگر چرخشی نمایش محصولات را آسان می کند.

he prefers a turnable monitor for his gaming setup.

او ترجیح می دهد از یک مانیتور چرخشی برای تنظیم بازی خود استفاده کند.

the turnable map helps tourists navigate the city.

نقشه چرخشی به گردشگران کمک می کند تا شهر را پیدا کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید