turnabouts

[ایالات متحده]/ˈtɜːnəbaʊts/
[بریتانیا]/ˈtɜrnəˌbaʊts/

ترجمه

n. تغییر در جهت یا موقعیت

عبارات و ترکیب‌ها

turnabouts in fate

برگشت‌های سرنوشت

turnabouts in policy

برگشت‌های سیاست

turnabouts in business

برگشت‌های کسب و کار

turnabouts of fortune

برگشت‌های اقبال

turnabouts in life

برگشت‌های زندگی

turnabouts in strategy

برگشت‌های استراتژی

turnabouts in opinion

برگشت‌های نظر

turnabouts in trends

برگشت‌های روند

turnabouts in events

برگشت‌های رویداد

turnabouts in relationships

برگشت‌های روابط

جملات نمونه

life is full of unexpected turnabouts.

زندگی پر از فراز و نشیب های غیرمنتظره است.

the turnabouts in the story kept me engaged.

فراز و نشیب های داستان من را درگیر نگه داشت.

turnabouts in politics can change public opinion quickly.

فراز و نشیب های سیاسی می تواند به سرعت نظر مردم را تغییر دهد.

we need to prepare for any turnabouts in the market.

ما باید برای هرگونه فراز و نشیب در بازار آماده شویم.

his life was marked by several dramatic turnabouts.

زندگی او با چندین فراز و نشیب دراماتیک مشخص شده است.

turnabouts in technology often lead to new innovations.

فراز و نشیب های فناوری اغلب منجر به نوآوری های جدید می شود.

she experienced many turnabouts in her career.

او فراز و نشیب های زیادی را در حرفه خود تجربه کرد.

turnabouts in the economy can affect everyone.

فراز و نشیب های اقتصادی می تواند بر همه تأثیر بگذارد.

his decision was a turnabout from his previous stance.

تصمیم او یک چرخش از موضع قبلی او بود.

turnabouts in relationships can be challenging.

فراز و نشیب های روابط می تواند چالش برانگیز باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید