her persistences in pursuing her dreams are truly inspiring.
تلاشهای پیگیر او در دنبال کردن رویاهایش واقعاً الهامبخش است.
despite the challenges, his persistences paid off in the end.
با وجود چالشها، تلاشهای پیگیر او در نهایت نتیجه بخش بود.
the persistences of the team led to a successful project completion.
تلاشهای پیگیر تیم منجر به تکمیل موفقیتآمیز پروژه شد.
her persistences in studying every night helped her ace the exam.
تلاشهای پیگیر او در مطالعه هر شب به او کمک کرد تا در امتحان نمره عالی کسب کند.
his persistences in training every day improved his skills significantly.
تلاشهای پیگیر او در تمرین هر روز به طور قابل توجهی مهارتهای او را بهبود بخشید.
they admired her persistences in advocating for social change.
آنها تلاشهای پیگیر او در حمایت از تغییرات اجتماعی را تحسین کردند.
with her persistences, she overcame all obstacles in her path.
با تلاشهای پیگیرش، او بر همه موانع سر راهش غلبه کرد.
his persistences in research led to groundbreaking discoveries.
تلاشهای پیگیر او در تحقیقات منجر به کشفهای پیشگامانه شد.
the persistences of the volunteers made a difference in the community.
تلاشهای پیگیر داوطلبان تأثیر مثبتی در جامعه داشت.
her persistences in fitness inspired others to join the gym.
تلاشهای پیگیر او در زمینه تناسب اندام دیگران را به پیوستن به باشگاه الهام بخشید.
her persistences in pursuing her dreams are truly inspiring.
تلاشهای پیگیر او در دنبال کردن رویاهایش واقعاً الهامبخش است.
despite the challenges, his persistences paid off in the end.
با وجود چالشها، تلاشهای پیگیر او در نهایت نتیجه بخش بود.
the persistences of the team led to a successful project completion.
تلاشهای پیگیر تیم منجر به تکمیل موفقیتآمیز پروژه شد.
her persistences in studying every night helped her ace the exam.
تلاشهای پیگیر او در مطالعه هر شب به او کمک کرد تا در امتحان نمره عالی کسب کند.
his persistences in training every day improved his skills significantly.
تلاشهای پیگیر او در تمرین هر روز به طور قابل توجهی مهارتهای او را بهبود بخشید.
they admired her persistences in advocating for social change.
آنها تلاشهای پیگیر او در حمایت از تغییرات اجتماعی را تحسین کردند.
with her persistences, she overcame all obstacles in her path.
با تلاشهای پیگیرش، او بر همه موانع سر راهش غلبه کرد.
his persistences in research led to groundbreaking discoveries.
تلاشهای پیگیر او در تحقیقات منجر به کشفهای پیشگامانه شد.
the persistences of the volunteers made a difference in the community.
تلاشهای پیگیر داوطلبان تأثیر مثبتی در جامعه داشت.
her persistences in fitness inspired others to join the gym.
تلاشهای پیگیر او در زمینه تناسب اندام دیگران را به پیوستن به باشگاه الهام بخشید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید