turneries

[ایالات متحده]/ˈtɜːnəri/
[بریتانیا]/ˈtɜrnəri/

ترجمه

n. فرآیند شکل‌دهی مواد بر روی دستگاه تراش؛ محصولات ساخته‌شده با تراشیدن؛ کارگاهی که تراشیدن در آن انجام می‌شود؛ هنر یا تکنیک تراشیدن؛ کارخانه‌ای که در آن تراشیدن انجام می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

wood turnery

تبدیل چوب

metal turnery

تبدیل فلز

turnery shop

فروشگاه تبری

turnery tools

ابزارهای تبری

turnery work

کار تبری

fine turnery

تبری ظریف

turnery lathe

تورک آنفور

turnery process

فرآیند تبری

turnery craft

هنر تبری

turnery design

طراحی تبری

جملات نمونه

he learned the art of turnery from his grandfather.

او هنر چوب‌بری را از پدربزرگش آموخت.

the turnery produced beautiful wooden bowls.

چوب‌بری ظروف چوبی زیبا تولید می‌کرد.

she works in a local turnery that specializes in furniture.

او در یک کارگاه چوب‌بری محلی که در زمینه تولید مبلمان تخصص دارد، کار می‌کند.

turnery techniques have been passed down for generations.

تکنیک‌های چوب‌بری نسل‌هاست که به ارث رسیده‌اند.

the turnery is known for its intricate designs.

کارگاه چوب‌بری به خاطر طرح‌های پیچیده خود مشهور است.

he enjoys spending his weekends at the turnery.

او از گذراندن آخر هفته‌های خود در کارگاه چوب‌بری لذت می‌برد.

she is considering starting her own turnery business.

او در حال بررسی راه‌اندازی کسب و کار چوب‌بری خود است.

the turnery workshop is equipped with modern tools.

کارگاه چوب‌بری مجهز به ابزارهای مدرن است.

learning turnery requires patience and skill.

یادگیری چوب‌بری نیاز به صبر و مهارت دارد.

he showcased his turnery creations at the local fair.

او آثار چوب‌بری خود را در نمایشگاه محلی به نمایش گذاشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید