wood turnery
تبدیل چوب
metal turnery
تبدیل فلز
turnery shop
فروشگاه تبری
turnery tools
ابزارهای تبری
turnery work
کار تبری
fine turnery
تبری ظریف
turnery lathe
تورک آنفور
turnery process
فرآیند تبری
turnery craft
هنر تبری
turnery design
طراحی تبری
he learned the art of turnery from his grandfather.
او هنر چوببری را از پدربزرگش آموخت.
the turnery produced beautiful wooden bowls.
چوببری ظروف چوبی زیبا تولید میکرد.
she works in a local turnery that specializes in furniture.
او در یک کارگاه چوببری محلی که در زمینه تولید مبلمان تخصص دارد، کار میکند.
turnery techniques have been passed down for generations.
تکنیکهای چوببری نسلهاست که به ارث رسیدهاند.
the turnery is known for its intricate designs.
کارگاه چوببری به خاطر طرحهای پیچیده خود مشهور است.
he enjoys spending his weekends at the turnery.
او از گذراندن آخر هفتههای خود در کارگاه چوببری لذت میبرد.
she is considering starting her own turnery business.
او در حال بررسی راهاندازی کسب و کار چوببری خود است.
the turnery workshop is equipped with modern tools.
کارگاه چوببری مجهز به ابزارهای مدرن است.
learning turnery requires patience and skill.
یادگیری چوببری نیاز به صبر و مهارت دارد.
he showcased his turnery creations at the local fair.
او آثار چوببری خود را در نمایشگاه محلی به نمایش گذاشت.
wood turnery
تبدیل چوب
metal turnery
تبدیل فلز
turnery shop
فروشگاه تبری
turnery tools
ابزارهای تبری
turnery work
کار تبری
fine turnery
تبری ظریف
turnery lathe
تورک آنفور
turnery process
فرآیند تبری
turnery craft
هنر تبری
turnery design
طراحی تبری
he learned the art of turnery from his grandfather.
او هنر چوببری را از پدربزرگش آموخت.
the turnery produced beautiful wooden bowls.
چوببری ظروف چوبی زیبا تولید میکرد.
she works in a local turnery that specializes in furniture.
او در یک کارگاه چوببری محلی که در زمینه تولید مبلمان تخصص دارد، کار میکند.
turnery techniques have been passed down for generations.
تکنیکهای چوببری نسلهاست که به ارث رسیدهاند.
the turnery is known for its intricate designs.
کارگاه چوببری به خاطر طرحهای پیچیده خود مشهور است.
he enjoys spending his weekends at the turnery.
او از گذراندن آخر هفتههای خود در کارگاه چوببری لذت میبرد.
she is considering starting her own turnery business.
او در حال بررسی راهاندازی کسب و کار چوببری خود است.
the turnery workshop is equipped with modern tools.
کارگاه چوببری مجهز به ابزارهای مدرن است.
learning turnery requires patience and skill.
یادگیری چوببری نیاز به صبر و مهارت دارد.
he showcased his turnery creations at the local fair.
او آثار چوببری خود را در نمایشگاه محلی به نمایش گذاشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید