turnspit

[ایالات متحده]/ˈtɜːnspɪt/
[بریتانیا]/ˈtɜrnspɪt/

ترجمه

n. فرد یا سگی که سیخ را برای کباب کردن گوشت می‌چرخاند؛ سیخ برای کباب کردن گوشت که می‌چرخد
Word Forms
جمعturnspits

عبارات و ترکیب‌ها

turnspit dog

سگ چرخ‌افزودنی

turnspit wheel

چرخ چرخ‌افزودنی

turnspit engine

موتور چرخ‌افزودنی

turnspit roast

سرخ کردن چرخ‌افزودنی

turnspit mechanism

مکانیزم چرخ‌افزودنی

turnspit rotation

چرخش چرخ‌افزودنی

turnspit function

عملکرد چرخ‌افزودنی

turnspit style

سبک چرخ‌افزودنی

turnspit tradition

آداب و رسوم چرخ‌افزودنی

turnspit art

هنر چرخ‌افزودنی

جملات نمونه

the turnspit dog was once a common sight in kitchens.

سگ چرخ‌گردان زمانی منظره رایجی در آشپزخانه‌ها بود.

they used a turnspit to roast the meat evenly.

آنها از چرخ‌گردان برای برشته کردن گوشت به طور یکنواخت استفاده می‌کردند.

turnspits were bred specifically for their unique skills.

چرخ‌گردان‌ها به‌طور خاص برای مهارت‌های منحصر به فردشان پرورش داده می‌شدند.

in the past, a turnspit was essential for cooking.

در گذشته، چرخ‌گردان برای پخت و پز ضروری بود.

the turnspit dog ran tirelessly on the wheel.

سگ چرخ‌گردان بی‌وقفه روی چرخ می‌دوید.

many households relied on turnspits for their meals.

بسیاری از خانوارها برای تهیه غذا به چرخ‌گردان متکی بودند.

turnspits are now a rarity in modern kitchens.

چرخ‌گردان‌ها اکنون در آشپزخانه‌های مدرن نادر هستند.

the history of the turnspit dog is fascinating.

تاریخچه سگ چرخ‌گردان جذاب است.

people often forget about the role of turnspits in cooking.

اغلب مردم نقش چرخ‌گردان‌ها در پخت و پز را فراموش می‌کنند.

turnspit dogs were once highly valued by chefs.

سگ‌های چرخ‌گردان زمانی به شدت مورد توجه سرآشپزها بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید