twaddles

[ایالات متحده]/ˈtwɒd.əlz/
[بریتانیا]/ˈtwɑː.dəlz/

ترجمه

v. به طرز احمقانه یا بی‌معنی صحبت کردن یا نوشتن

عبارات و ترکیب‌ها

twaddles away

به‌طور پراکنده راه می‌رود

twaddles on

ادامه می‌دهد

twaddles about

در مورد آن صحبت می‌کند

twaddles off

به‌طور پراکنده می‌رود

twaddles nonsense

حرف‌های بی‌معنی می‌گوید

twaddles too much

خیلی زیاد حرف می‌زند

twaddles endlessly

بی‌وقفه صحبت می‌کند

twaddles lightly

به‌طور سطحی صحبت می‌کند

twaddles away time

وقت را تلف می‌کند

twaddles in circles

در چرخه‌ای صحبت می‌کند

جملات نمونه

he often twaddles about his weekend plans.

او اغلب در مورد برنامه‌های آخر هفته‌اش حرف می‌زند.

she twaddles on and on during meetings.

او در طول جلسات بی وقفه صحبت می‌کند.

it's frustrating when he twaddles instead of listening.

وقتی به جای گوش دادن حرف می‌زند، خسته کننده است.

they twaddle about trivial matters instead of focusing.

آنها به جای تمرکز در مورد مسائل جزئی حرف می‌زنند.

don't twaddle; we have a deadline to meet.

حرف نزن؛ ما ضرب الاجل داریم.

let's not twaddle; we need to make a decision.

حرف نزنیم؛ ما باید تصمیمی بگیریم.

he twaddles so much that it annoys everyone.

او آنقدر زیاد حرف می‌زند که باعث آزار همه می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید