twaddling away
قدم زدن بیهدف
twaddling on
ادامه دادن قدم زدن بیهدف
stop twaddling
قدم زدن بیهدف را متوقف کن
twaddling nonsense
حرفهای بیمعنی و قدم زدن بیهدف
twaddling fool
ابلهای که قدم میزند
twaddling kids
کودکانی که قدم میزنند
twaddling friends
دوستانی که قدم میزنند
twaddling chatter
حرف و گفت و گوی بیهدف
twaddling remarks
نظرات و صحبتهای بیهدف
twaddling stories
داستانهای قدم زدن بیهدف
stop twaddling and get to the point.
بگو بخور و به اصل مطلب برس.
he was twaddling on about his vacation for hours.
او ساعتها درباره تعطیلاتش حرف میزد.
she hates it when people start twaddling during meetings.
او از اینکه مردم در جلسات شروع به حرف زدن بیهدف میکنند، متنفر است.
the teacher asked the students to stop twaddling and focus.
معلم از دانشآموزان خواست که حرف زدن بیهدف را متوقف کرده و تمرکز کنند.
twaddling can waste valuable time in discussions.
حرف زدن بیهدف میتواند زمان ارزشمند را در بحثها تلف کند.
he enjoys twaddling with his friends over coffee.
او از صحبت کردن بیهدف با دوستانش در کنار قهوه لذت میبرد.
they were twaddling about the latest gossip.
آنها درباره آخرین شایعات حرف میزدند.
stop twaddling and let's make a decision.
حرف زدن بیهدف را متوقف کن و بیایید تصمیمی بگیریم.
she was twaddling on the phone for hours.
او ساعتها با تلفن حرف میزد.
twaddling can be entertaining, but it can also be annoying.
حرف زدن بیهدف میتواند سرگرمکننده باشد، اما میتواند آزاردهنده نیز باشد.
twaddling away
قدم زدن بیهدف
twaddling on
ادامه دادن قدم زدن بیهدف
stop twaddling
قدم زدن بیهدف را متوقف کن
twaddling nonsense
حرفهای بیمعنی و قدم زدن بیهدف
twaddling fool
ابلهای که قدم میزند
twaddling kids
کودکانی که قدم میزنند
twaddling friends
دوستانی که قدم میزنند
twaddling chatter
حرف و گفت و گوی بیهدف
twaddling remarks
نظرات و صحبتهای بیهدف
twaddling stories
داستانهای قدم زدن بیهدف
stop twaddling and get to the point.
بگو بخور و به اصل مطلب برس.
he was twaddling on about his vacation for hours.
او ساعتها درباره تعطیلاتش حرف میزد.
she hates it when people start twaddling during meetings.
او از اینکه مردم در جلسات شروع به حرف زدن بیهدف میکنند، متنفر است.
the teacher asked the students to stop twaddling and focus.
معلم از دانشآموزان خواست که حرف زدن بیهدف را متوقف کرده و تمرکز کنند.
twaddling can waste valuable time in discussions.
حرف زدن بیهدف میتواند زمان ارزشمند را در بحثها تلف کند.
he enjoys twaddling with his friends over coffee.
او از صحبت کردن بیهدف با دوستانش در کنار قهوه لذت میبرد.
they were twaddling about the latest gossip.
آنها درباره آخرین شایعات حرف میزدند.
stop twaddling and let's make a decision.
حرف زدن بیهدف را متوقف کن و بیایید تصمیمی بگیریم.
she was twaddling on the phone for hours.
او ساعتها با تلفن حرف میزد.
twaddling can be entertaining, but it can also be annoying.
حرف زدن بیهدف میتواند سرگرمکننده باشد، اما میتواند آزاردهنده نیز باشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید