tweezes

[ایالات متحده]/twiːzɪz/
[بریتانیا]/twiːzɪz/

ترجمه

v. چیزی را با موچین برداشتن

عبارات و ترکیب‌ها

tweezes eyebrows

تیغ‌کنی ابرو

tweezes hair

تیغ‌کنی مو

tweezes nose hairs

تیغ‌کنی موهای بینی

tweezes facial hair

تیغ‌کنی موهای صورت

tweezes stray hairs

تیغ‌کنی موهای سرگردان

tweezes unwanted hairs

تیغ‌کنی موهای ناخواسته

tweezes fine hairs

تیغ‌کنی موهای ظریف

tweezes with precision

تیغ‌کنی با دقت

tweezes quickly

تیغ‌کنی سریع

tweezes daily

تیغ‌کنی روزانه

جملات نمونه

she carefully tweezes the splinter out of her finger.

او با دقت خرده‌چسب را از انگشتش بیرون می‌کشد.

the artist tweezes the tiny details on the sculpture.

هنرمند جزئیات کوچک را روی مجسمه با دقت جدا می‌کند.

he tweezes the loose threads from his sweater.

او نخ‌های شله‌زده را از روی ژاکتش جدا می‌کند.

she tweezes her eyebrows for a more defined look.

او برای داشتن ظاهری بهتر، ابروهای خود را مرتب می‌کند.

the technician tweezes the components into place.

تکنسین قطعات را در جای خود قرار می‌دهد.

he tweezes the small pieces of paper together.

او تکه‌های کوچک کاغذ را به هم می‌چسباند.

she tweezes the seeds from the fruit before planting.

او قبل از کاشتن، دانه‌ها را از میوه جدا می‌کند.

the jeweler tweezes the gemstones into the ring.

جواهرساز سنگ‌های قیمتی را در حلقه قرار می‌دهد.

he tweezes the fine hairs from his face.

او موهای نازک را از روی صورتش جدا می‌کند.

she tweezes the loose ends of the fabric for a clean finish.

او برای داشتن ظاهری تمیز، سر نخ‌های پارچه را جدا می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید