twelves

[ایالات متحده]/twɛlvz/
[بریتانیا]/twɛlvz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع دوازده; گروهی از دوازده
v. سوم شخص مفرد دوازده

عبارات و ترکیب‌ها

twelves in total

در مجموع دوازده

twelves of months

دوازده ماه

twelves of hours

دوازده ساعت

twelves of teams

دوازده تیم

twelves for dinner

دوازده برای شام

twelves of players

دوازده بازیکن

twelves in line

در صف دوازده

twelves on display

در نمایش دوازده

twelves of options

گزینه‌های دوازده

twelves of colors

رنگ‌های دوازده

جملات نمونه

there are twelve months in a year.

در طول یک سال دوازده ماه وجود دارد.

she has twelve apples in her basket.

او دوازده سیب در سبدش دارد.

the clock struck twelve at midnight.

ساعت بامداد دوازده را نشان داد.

he counted to twelve before making a decision.

او قبل از تصمیم گیری تا دوازده شمرد.

there are twelve signs of the zodiac.

دوازده نشانه زودیاک وجود دارد.

she invited twelve friends to her birthday party.

او دوازده دوست را به مهمانی تولدش دعوت کرد.

the recipe calls for twelve ounces of flour.

دستور غذا نیاز به دوازده اونس آرد دارد.

he won twelve awards for his performance.

او برای بازیگری‌اش دوازده جایزه برد.

they traveled twelve miles to reach the destination.

آنها برای رسیدن به مقصد دوازده مایل سفر کردند.

she has a collection of twelve vintage stamps.

او مجموعه‌ای از دوازده تمبر قدیمی دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید