twigs

[ایالات متحده]/twɪɡz/
[بریتانیا]/twɪɡz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شاخه‌های کوچک یا ساقه‌های یک درخت یا بوته

عبارات و ترکیب‌ها

broken twigs

شاخه های شکسته

dry twigs

شاخه های خشک

twigs and leaves

شاخه و برگ

small twigs

شاخه های کوچک

twigs bundle

دسته شاخه

twigs pile

انباشته شاخه

twigs fire

آتش با شاخه

twigs basket

سبد شاخه

twigs nest

لانه شاخه

twigs decoration

تزئینات شاخه

جملات نمونه

the children collected twigs for their art project.

کودکان شاخه‌های کوچک را برای پروژه هنری خود جمع‌آوری کردند.

she used twigs to start a fire in the campsite.

او از شاخه‌های کوچک برای روشن کردن آتش در محل کمپ استفاده کرد.

twigs can be used as natural decorations in your home.

می‌توان از شاخه‌های کوچک به عنوان تزئینات طبیعی در خانه خود استفاده کرد.

he snapped twigs under his feet as he walked through the forest.

او در حالی که از میان جنگل عبور می‌کرد، شاخه‌های کوچک را زیر پاهایش می‌شکست.

the bird built its nest using twigs and leaves.

پرنده لانه خود را با استفاده از شاخه‌های کوچک و برگ‌ها ساخت.

we noticed twigs floating on the surface of the pond.

ما متوجه شدیم که شاخه‌های کوچک روی سطح آبگوشه شناور هستند.

she braided twigs together to create a rustic wreath.

او شاخه‌های کوچک را با هم بافت تا یک حلقه روستیک ایجاد کند.

twigs can be a great material for crafting.

شاخه های کوچک می توانند ماده ای عالی برای ساخت و ساز باشند.

he gathered twigs to use as kindling for the fire.

او شاخه‌های کوچک را جمع کرد تا از آنها به عنوان چوب برای آتش استفاده کند.

in the fall, twigs often fall from trees.

در پاییز، شاخه‌های کوچک اغلب از درختان می‌افتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید