twilling

[ایالات متحده]/ˈtwɪlɪŋ/
[بریتانیا]/ˈtwɪlɪŋ/

ترجمه

v. عمل بافتن پارچه به صورت بافت جناغی

عبارات و ترکیب‌ها

twilling technique

تکنیک تویلینگ

twilling fabric

پارچه تویلینگ

twilling pattern

الگوی تویلینگ

twilling weave

بافت تویلینگ

twilling thread

نخ تویلینگ

twilling stitch

دوخت تویلینگ

twilling design

طراحی تویلینگ

twilling yarn

חוט טוויל

twilling style

سبک تویلینگ

جملات نمونه

she enjoys twilling her hair when she's nervous.

او از تاباندن موهایش وقتی عصبی است لذت می برد.

the artist was twilling the paintbrush to create fine details.

هنرمند از تاباندن قلم‌مو برای ایجاد جزئیات دقیق استفاده کرد.

he was twilling the rope to secure the load.

او برای محکم کردن بار طناب را تاباند.

while waiting, she kept twilling her fingers.

در حالی که منتظر بود، او مدام انگشتانش را تاباند.

twilling the yarn made the knitting process easier.

تاباندن نخ، روندۀ بافتن را آسان تر کرد.

they were twilling the fabric to test its strength.

آنها پارچه را تاباندند تا استحکام آن را آزمایش کنند.

he has a habit of twilling his pen during meetings.

او عادت دارد در طول جلسات قلم خود را تاباند.

she was twilling the flower stems to arrange them beautifully.

او ساقه های گل را تاباند تا آنها را به زیبایی بچیند.

the child was twilling the paper to create a sculpture.

کودک کاغذ را تاباند تا مجسمه ای بسازد.

twilling the leaves helped to create a unique design.

تاباندن برگ ها به ایجاد یک طرح منحصر به فرد کمک کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید