twirled

[ایالات متحده]/twɜːld/
[بریتانیا]/twɜrld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به سرعت چرخاندن؛ به سرعت چرخیدن؛ به پیچاندن؛ به حلقه کردن

عبارات و ترکیب‌ها

twirled hair

موهای چرخ خورده

twirled around

چرخ زد

twirled fingers

انگشتان چرخ خورده

twirled ribbon

نوارهای چرخ خورده

twirled dance

رقص چرخشی

twirled scarf

شال چرخ خورده

twirled leaf

برگ چرخ خورده

twirled straw

ساقه چرخ خورده

twirled pen

خودکار چرخ خورده

twirled baton

باتون چرخ خورده

جملات نمونه

she twirled around in her new dress.

او در لباس جدیدش چرخید.

the dancer twirled gracefully on stage.

رقصنده به طور ظریف روی صحنه چرخید.

he twirled the pen between his fingers.

او قلم را بین انگشتانش چرخاند.

the dog twirled happily when it saw its owner.

سگ با خوشحالی وقتی صاحبش را دید چرخید.

she twirled her hair absentmindedly.

او به طور اتفاقی موهایش را چرخاند.

he twirled the basketball on his finger.

او توپ بسکتبال را روی انگشتش چرخاند.

the leaves twirled in the autumn breeze.

برگ‌ها در نسیم پاییزی چرخیدند.

she twirled with joy at the surprise party.

او با خوشحالی در مهمانی غافلگیری چرخید.

he twirled the ribbon around the gift.

او روبان را دور هدیه چرخاند.

the child twirled in the playground.

کودک در زمین بازی چرخید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید