shivers

[ایالات متحده]/ˈʃɪvəz/
[بریتانیا]/ˈʃɪvərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. لرز (جمع لرز)؛ لرزهای ناشی از ترس یا تب؛ لرز (جمع لرز)؛ تکه‌ها
v. لرزد (سوم شخص مفرد لرزیدن)؛ لرزیدن، لرزیدن ناشی از سرما یا ترس؛ لرزد (سوم شخص مفرد لرزیدن)؛ به تکه‌ها شکستن؛ لرزیدن

عبارات و ترکیب‌ها

get shivers

گرفتن لرز

shivers down

لرزش در پایین

shivers run

دویدن لرز

cold shivers

لرزش سرد

shivers of fear

لرزش از ترس

shivers of excitement

لرزش از هیجان

shivers of joy

لرزش از شادی

shivers in spine

لرزش در ستون فقرات

shivers of delight

لرزش از خوشی

shivers of thrill

لرزش از هیجان

جملات نمونه

she shivers in the cold wind.

او در برابر باد سرد لرزش می‌کند.

the thought of spiders makes him shiver.

فکر کردن به عنکبوت‌ها باعث می‌شود او لرزش کند.

he shivers with excitement before the performance.

او قبل از اجرا با هیجان لرزش می‌کند.

she shivers at the sight of the horror movie.

او با دیدن فیلم ترسناک لرزش می‌کند.

the icy water made him shiver.

آب یخی باعث شد او لرزش کند.

he shivers whenever he hears that song.

او هر وقت آن آهنگ را می‌شنود لرزش می‌کند.

she shivers with fear in the dark.

او در تاریکی با ترس لرزش می‌کند.

the news gave him shivers down his spine.

این خبر باعث شد او از ته دل لرزش کند.

he felt shivers of joy when he saw her.

وقتی او را دید، لرزش شادی را احساس کرد.

she shivers at the thought of going back.

او با فکر بازگشت لرزش می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید