twittered

[ایالات متحده]/ˈtwɪtəd/
[بریتانیا]/ˈtwɪtərd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. میکروبلاگ؛ صدای جیک جیک
v. جیک جیک کردن؛ به شیوه‌ای پرحرف صحبت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

twittered away

به دور افتادن

twittered softly

به آرامی چرخید

twittered excitedly

با هیجان چرخید

twittered happily

با خوشحالی چرخید

twittered nervously

با اضطراب چرخید

twittered quietly

به طور خفا چرخید

twittered joyfully

با شادی چرخید

twittered briefly

به طور خلاصه چرخید

twittered cheerfully

با خوشحالی و نشاط چرخید

twittered playfully

به صورت بازیگوشانه چرخید

جملات نمونه

the birds twittered happily in the trees.

پرندگان با خوشحالی در درختان جیک جیک کردند.

she twittered about her weekend plans.

او در مورد برنامه های آخر هفته خود جیک جیک کرد.

the children twittered with excitement at the zoo.

کودکان با هیجان در باغ وحش جیک جیک کردند.

he twittered nervously before his speech.

او قبل از سخنرانی خود با اضطراب جیک جیک کرد.

the little girl twittered as she played with her dolls.

دختر کوچولو در حالی که با عروسک هایش بازی می کرد جیک جیک کرد.

they twittered away the afternoon in the park.

آنها بعد از ظهر را در پارک با جیک جیک سپری کردند.

the leaves rustled as the birds twittered nearby.

برگ ها در هم ریختند زیرا پرندگان نزدیک به آن جیک جیک کردند.

she twittered excitedly when she saw her friends.

وقتی او دوستانش را دید با هیجان جیک جیک کرد.

the crowd twittered in anticipation of the concert.

جمعیت در انتظار کنسرت جیک جیک کردند.

he couldn't help but twitter with joy at the news.

او نتوانست جلوی جیک جیک کردن با خوشحالی در مورد این خبر را بگیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید