two-time

[ایالات متحده]/ˈtuː.taɪm/
[بریتانیا]/ˈtuː.taɪm/

ترجمه

vt. فریب دادن یا خیانت کردن؛ به همسر خود وفادار نباشیدن
Word Forms
جمعtwo-times

عبارات و ترکیب‌ها

two-time champion

قهرمان دو بار

two-time loser

بازنده دو بار

two-time offender

مفترض دو بار

two-time winner

برنده دو بار

two-time world

دو بار جهانی

was two-time

دو بار بود

becoming two-time

تبدیل شدن به دو بار

two-time series

سری دو بار

two-time president

رئیس جمهور دو بار

two-time try

تلاش دو بار

جملات نمونه

the two-time champion delivered a stunning performance.

قهرمان دو بار، عملکردی خیره‌کننده ارائه داد.

he's a two-time loser in this election cycle.

او در این دوره انتخابات یک بازنده دو بار است.

she's a two-time olympian, representing her country with pride.

او یک المپیک‌دو بار است و با افتخار از کشورش نمایندگی می‌کند.

the two-time offender received a harsher sentence this time.

مخلقی که دو بار مرتکب جرم شده بود، این بار مجازاتی سخت‌تر دریافت کرد.

it was a two-time repeat of last year's winning strategy.

این یک تکرار دو باره‌ای از استراتژی برنده سال گذشته بود.

the two-time winner celebrated with his team.

قهرمان دو بار با تیمش جشن گرفت.

this is a two-time daily medication for optimal results.

این یک داروی روزانه دو بار برای دستیابی به نتایج مطلوب است.

he attempted the climb twice, a two-time effort.

او دوبار سعی کرد صعود کند، یک تلاش دو بار.

the two-time president addressed the nation on television.

رئیس‌جمهور دو بار در تلویزیون با ملت صحبت کرد.

it's a two-time a day application for the cream.

این یک کاربرد دو بار در روز برای کرم است.

the team faced a two-time all-star player.

تیم با یک بازیکن دو بار ستاره روبرو شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید