typewrites

[ایالات متحده]/ˈtaɪpˌraɪt/
[بریتانیا]/ˈtaɪpˌraɪt/

ترجمه

vt. متن را با استفاده از ماشین تحریر تولید کردن
v. تایپ کردن؛ نوشتن با استفاده از ماشین تحریر
vi. نوشتن با استفاده از ماشین تحریر

عبارات و ترکیب‌ها

typewrite letters

تایپ نامه

typewrite documents

تایپ اسناد

typewrite reports

تایپ گزارش‌ها

typewrite essays

تایپ مقالات

typewrite notes

تایپ یادداشت‌ها

typewrite scripts

تایپ فیلمنامه‌ها

typewrite articles

تایپ مقالات

typewrite forms

تایپ فرم‌ها

typewrite messages

تایپ پیام‌ها

typewrite stories

تایپ داستان‌ها

جملات نمونه

she learned to typewrite at a young age.

او در سن جوانی یاد گرفت تایپ کند.

he prefers to typewrite his essays rather than handwrite them.

او ترجیح می‌دهد مقالات خود را تایپ کند تا اینکه آنها را با دست بنویسد.

typewriting skills are essential for many office jobs.

مهارت‌های تایپ برای بسیاری از مشاغل اداری ضروری است.

she can typewrite over 100 words per minute.

او می‌تواند بیش از 100 کلمه در دقیقه تایپ کند.

he decided to typewrite his novel instead of using a computer.

او تصمیم گرفت رمان خود را تایپ کند به جای استفاده از کامپیوتر.

typewriting classes are offered at the community center.

کلاس‌های تایپ در مرکز جامعه ارائه می‌شوند.

she enjoys the nostalgic feeling of typewriting letters.

او از حس نوستالژیک تایپ کردن نامه لذت می‌برد.

typewriting can help improve your focus and concentration.

تایپ می‌تواند به بهبود تمرکز و غلبه بر حواس‌پرتی کمک کند.

he bought an antique typewriter to typewrite his memoirs.

او یک ماشین تحریر قدیمی خرید تا خاطرات خود را تایپ کند.

typewriting is a valuable skill that can enhance your resume.

تایپ یک مهارت ارزشمند است که می‌تواند رزومه شما را ارتقا دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید