typicality

[ایالات متحده]/ˌtɪpɪˈkælɪti/
[بریتانیا]/ˌtɪpɪˈkæləti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیفیت معمول بودن؛ نمایندگی

عبارات و ترکیب‌ها

typicality assessment

ارزیابی ویژگی

typicality index

شاخص ویژگی

typicality measure

معیار ویژگی

typicality theory

تئوری ویژگی

typicality effects

اثرات ویژگی

typicality judgments

قضاوت‌های مربوط به ویژگی

typicality criteria

معیارهای ویژگی

typicality model

مدل ویژگی

typicality dimensions

ابعاد ویژگی

typicality evaluations

ارزیابی‌های مربوط به ویژگی

جملات نمونه

the typicality of the results was confirmed by multiple studies.

تأیید معمول بودن نتایج توسط مطالعات متعدد

she questioned the typicality of his behavior in that situation.

او از معمول بودن رفتار او در آن شرایط سؤال کرد.

understanding typicality can help in categorizing objects.

درک معمول بودن می تواند به طبقه بندی اشیاء کمک کند.

the typicality of this design is what makes it appealing.

معمول بودن این طرح چیزی است که آن را جذاب می کند.

researchers studied the typicality of different cultural practices.

محققان معمول بودن شیوه های فرهنگی مختلف را مطالعه کردند.

in linguistics, typicality can influence language acquisition.

در زبان شناسی، معمول بودن می تواند بر کسب زبان تأثیر بگذارد.

they analyzed the typicality of responses in the survey.

آنها معمول بودن پاسخ ها در نظرسنجی را تجزیه و تحلیل کردند.

the typicality of these examples helps clarify the concept.

معمول بودن این مثال ها به روشن شدن مفهوم کمک می کند.

he emphasized the typicality of the symptoms in his presentation.

او در ارائه خود بر معمول بودن علائم تأکید کرد.

assessing typicality is crucial for effective decision-making.

ارزیابی معمول بودن برای تصمیم گیری موثر بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید