typifying

[ایالات متحده]/ˈtɪpɪfaɪɪŋ/
[بریتانیا]/ˈtɪpɪˌfaɪɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. نمونهٔ معمولی چیزی بودن؛ ویژگی‌های چیزی را داشتن؛ نمایندگی کردن؛ نمادین بودن

عبارات و ترکیب‌ها

typifying excellence

نماد برتری

typifying success

نماد موفقیت

typifying quality

نماد کیفیت

typifying innovation

نماد نوآوری

typifying leadership

نماد رهبری

typifying culture

نماد فرهنگ

typifying values

نماد ارزش‌ها

typifying tradition

نماد سنت

typifying beauty

نماد زیبایی

typifying strength

نماد قدرت

جملات نمونه

his artwork is typifying the essence of modern culture.

آثار هنری او، جوهره فرهنگ مدرن را به تصویر می‌کشد.

the study is typifying the trends in consumer behavior.

این مطالعه، روندهای رفتاری مصرف‌کننده را نشان می‌دهد.

her speech was typifying the struggles of the community.

سخنرانی او، مبارزات جامعه را به تصویر می‌کشید.

the new policy is typifying the government's approach to health care.

این سیاست جدید، رویکرد دولت به مراقبت‌های بهداشتی را نشان می‌دهد.

this novel is typifying the challenges faced by the youth today.

این رمان، چالش‌هایی را که جوانان امروزی با آن روبرو هستند، به تصویر می‌کشد.

the film is typifying the nostalgia of the 1980s.

این فیلم، نوستالژی دهه 1980 را به تصویر می‌کشد.

his behavior is typifying the traits of a true leader.

رفتار او، ویژگی‌های یک رهبر واقعی را نشان می‌دهد.

the research findings are typifying the impact of climate change.

نتایج تحقیقات، تأثیرات تغییرات آب و هوایی را نشان می‌دهند.

the architecture is typifying the blend of tradition and modernity.

معماری، ترکیبی از سنت و مدرنیته را به تصویر می‌کشد.

her fashion choices are typifying the latest trends.

انتخاب‌های مد او، آخرین روندها را نشان می‌دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید