tzar

[ایالات متحده]/zɑː/
[بریتانیا]/zɑr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک امپراتور یا پادشاه، به ویژه در روسیه؛ شخصی با قدرت زیاد، اغلب در یک حوزه خاص
Word Forms
جمعtzars

عبارات و ترکیب‌ها

money tzar

تزار پول

media tzar

تزار رسانه

energy tzar

تزار انرژی

drug tzar

تزار مواد مخدر

trade tzar

تزار تجارت

food tzar

تزار غذا

tax tzar

تزار مالیات

tech tzar

تزار فناوری

finance tzar

تزار امور مالی

health tzar

تزار سلامت

جملات نمونه

the tzar ruled with absolute power.

زار با قدرت مطلق حکومت می‌کرد.

many people admired the tzar's lavish lifestyle.

بسیاری از مردم به سبک زندگی پر زرق و برق زار علاقه داشتند.

the tzar's palace was a symbol of wealth.

کاخ زار نمادی از ثروت بود.

revolutionaries sought to overthrow the tzar.

جنبشگران به دنبال سرنگونی زار بودند.

the tzar's decisions affected the entire nation.

تصمیمات زار بر کل کشور تأثیر می‌گذاشت.

historians study the life of the last tzar.

تاریخ‌نگاران زندگی آخرین زار را مطالعه می‌کنند.

the tzar held grand balls in his court.

زار جشن‌های باشکوهی در دربار خود برگزار می‌کرد.

people feared the wrath of the tzar.

مردم از خشم زار می‌ترسیدند.

the tzar's family faced many tragedies.

خانواده زار با تراژدی‌های زیادی روبرو شد.

art flourished during the tzar's reign.

هنر در دوران حکومت زار شکوفا شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید